سال چهارم

شش آذر 1384

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1384

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

about It's all about LOVE, the Movie by T. Ninterberg Books in the Shelves of Forough Library

 

همه‌ش به خاطر عشقه

نصرالله سررشته‌دار

... تازه‌گی به پيش‌نهاد دوستی كه فرصتی فراهم آورد، فيلم It’s all about love را ديدم. عنوان‌اش را به «همه‌ش به خاطر عشقه» بر می‌گردانم. فيلم ساخته‌ی تامس وينتربرگ است، ... به هر حال، اين نوشته يك نوشته‌ی سينمايی به آن معنا نيست كه بخواهد كم و كيف فيلم را به سياق معمول بررسی كند و تنها به خاطر لطفی درونی كه برای‌ام داشته، و چه بسا تا اندازه‌ای هم لطفی رمانتيك، می‌خواهم گوشه‌هايی از فيلم را برای‌تان باز بگويم. همين و بس! ... ادامه

 

گاه‌شمار زنده‌گی نيكوس كازانتزاكيس

بخش چهارم از مجموعه‌ی گردآوری و ترجمه شده توسط شهاب مباشری

1922- كازانتزاكيس با گذران سه ماه در ايتاليا، از پمپئی ديدن می‌كند و آن تبديل به يك از نمادهای تسخيركننده‌اش بدل می‌شود: "... خيابان‌ها باب ميل‌ام بودند، متروك. تك و تنها در شهر خالی، سوت‌زنان، می‌گشتم. خانه‌ها، بی‌در، بی‌صاحب، باز بودند. می‌كده‌ها، معابد، تماشاخانه‌ها و حمام‌ها همه متروك! اما رقاصه‌های برهنه، خدايان عشق با نگاه‌های حماقت‌بار، خروسان و سگان و تصوايور فضاحت‌بار در آميختن انسان ها و حيوانات، هنوز به رنگ مات بر ديوارها برجا مانده بودند ... ادامه

 

«ارتباط ابزاری - ارتباطِ در خود» و وب‌لاگ‌ِستان فارسی

رضا كلاهی

در حالت کلی وب‌لاگ را می‌توان به عنوان يک ابزار برقراری ارتباط مطالعه کرد. در اين صورت، برای مطالعه‌ی وب‌لاگ بايد از نظرياتِ علم ارتباطات استفاده شود. نظريات ارتباطات همه‌گی حول محور «کاروَرزِ (فرستنده يا منبع) - استفاده‌کننده (گيرنده يا مخاطب)» تنظيم شده‌اند. نظريات مختلفی برای مطالعه‌ی ارتباط ميان کارورز و مخاطب بسط داده شده‌اند که آن‌ها را می‌توان در دو گروه کلان دسته‌بندی کرد ... ادامه

 

آخر افسرده‌گی

بخش هشتم از مجموعه‌ی ترجمه و نگارش ِ شهاب مباشری

نوشتن و ترجمان بحث در باره‌ی افسرده‌گی رسيد به تشخيص و درمان طبی. و همين‌جاست كه بايد ايستاد. آخر، مگر من پزشك و روان‌شناس‌ام كه ... نهايت تلاش و تقلای من بشود كمی خودآگاهی نسبت به افسرده‌گی و باز تابيدن وجوهی عينی از اين وضعی كه كم و بيش تجربه كرده‌ام ... ادامه

 

نگاهی به ريشه‌های عرفان ايرانی: مهريان

بخش سيزدهم - پاره‌ی دوم

مقاله و پژوهشی از محمود كوير

مهر روش فراهم آوردن می از انگور را به آدميان می‌آموزد و می در آيين عرفان اهميت ويژه‌ای دارد. به گمانی، واژه‌ی خرابات نيز از خورآباد به معنی مرکز مهر و خور و خورشيد گرفته شده است و اگر خور خود از خره و فر آمده باشد، بايد خرابات همان نيايش‌گاه سيمرغ و مرکز شادی و زنده‌گی باشد ... ادامه

 

شباهت عجيب

داستان كوتاهی از وحيد آقاجانی

حالا كه حواس‌ات را متوجه من كردی، چه خوب است برای‌ات داستانی از سرگذشت خودم تعريف كنم كه احتمالا امكان ندارد باورش كنی _ داستانی چنان غيرعادی كه بعيد نيست تصور كنی من دارم سربه‌سرت می‌گذارم. در واقع مثل اين است كه يك روز رفته باشی سالن غذاخوری باكلاسی در شمال شهر، مثل رستوران شاطر عباس، و نشسته باشی سر ميزت و مشغول خوردن غذای سنتی سفارشی‌ات باشی كه دفعتا چشم‌ات بيفتد به ميز روبه‌رويت و به جای آن‌كه چشم‌ات به يك زوج ترگل و ورگل روشن شود، ببينی كه پشت آن ميز گاوی نشسته و ... ادامه

 

سگول

داستان كوتاهی از غلام‌عباس مؤذن

سگولی رو كه دو روز پيش آورده بودم خونه، بالاخره ننه‌ام ديد. يه مار ديده بود تو زير زمين. پارس كرده بود تا ما رو از خطرش مطلع كنه كه ننه‌ام شنفته بود. تف انداخته بود زمين و با جارو افتاده بود به جون‌اش. سگول بی‌چاره زوزه كشيد و دم‌اش رو برد زير شكم‌اش و رفت تو زيرزمين. تف و لعنت‌ام كرد و گفت: "خدا ذليل‌ات كنه بچه! تا همه جا رو نجس نكرده، زود از اون پايين بيارش بيرون و بندازش بره، وگرنه ... ادامه

 

آواز خاك

به ياد منوچهر آتشی با خوانش شعری از او

دشت با حوصله‌ی وسعت خود / زخم سم‌ها را تن می‌دهد و می‌ماند / چشمه و چاهی نيست / آن سراب‌َست كه تصوير درختان بلند / آب و آبادی و باغ / در بلور خود می‌روياند / گردبادَست آن / كه به تازنده سواری می‌ماند / دشت می‌داند و می‌خواند / باغ پندار كه تاراج خزان خواهد شد؟  ... ادامه

 

كارگاه شعر

حاصل بخش دوم از نشست اول «كارگاه شعر فروغ»

گفتيم كه در هم‌نشينی‌ها با «شمس آقاجانی» قرار گذاشته‌ايم تا به بهانه‌ی باور و روايتِ او از «شعريت نوشتار» و «شاعرانه‌گی يك متن»، كارهايی را كه در دوهفته‌نامه‌ی فروغ منتشر شده‌اند، بخوانيم و مرور كنيم.

... در ادامه‌ی بحث اولين نشست كارگاه شعر فروغ به خوانش و بررسی اثری از زيبا كاوه‌ای به نام «به علت ديوانه‌گی‌ام» رسيديم ... ادامه

 

رنگ كلمه: هشت شعر و هشت شاعر

شعرهايی از نرگس بابايی / شادی بيان / فيروزه خرم‌شاهی / الهام طهماسبی / فرزانه فراهانی / زيبا كاوه‌ای / محمد معزی / قاسم نصر

ادامه

 

سه شعر: كجا، بازوان تو و قلب من

سه شعر از شاهرخ ستوده فومنی

كجا / مرگ در تو خفته است. / کجا می‌روی چنين دل‌بسته / خسته / دور؟ / کجای اين عمر / در من توقف خواهی کرد؟ / کجای اين قصه؟ / ... ادامه

 

هايكوهای پاييزی

ترجمه‌ی چند هايكو توسط محمود كوير

1 / کشت‌زاران زرد / تپه‌های سرخ / پرچين‌های قديمی / توده‌های برگ / بلور هوا / و جنگل!  ... ادامه

 

در طبقات كتاب‌خانه: باورها و لامارتين

معرفی دو كتاب در حوزه‌های زبان‌شناسی و ادبيات داستانی

از اين پس فروغ گاه به گاه كتاب‌هايی را به انتخاب هم‌كاران‌اش و هم‌راهی ناشران مرور می‌كند. شايد همين چند خط محركی برای علاقه‌مندی خواننده‌ای شوند تا آن‌ها را ورقی بزند! ... ادامه

 

 
 
 

روايت مرگ و ناميرايی

روز شنبه‌مان را با خبر مرگ و مير آغاز می‌كنيم، اما كی‌ست كه دوست دارد راوی مرگ باشد؟ آن هم مرگ بزرگ‌ترهايی كه انگار بازمانده‌ی نسل دايناسورهايند، بزرگ‌ترهايی كه آيا چه‌قدر طول كشد تا زمانه چون ايشان به خود ببيند!

آری، خبر درگذشت مرتضا مميز تلخ تلخ بر همه‌مان آوار شد، درست كم‌تر از هفته‌ای كه مرگ، با همين اندازه تلخی، منوچهر آتشی را هم با خود برد. اصلا انگار گور خالی مانده‌ی آتشی، كه به جنوب بازگشت، می‌طلبيد يكی هم‌قدر او خاك را در آغوش گيرد!

با اين همه روايت از مرگ باز گفتن، اما مرتضا و منوچهر استادانی برای هميشه‌اند ناميرا! روايت مرگ مقابل ناميرايی نام و اثر ايشان كم می‌آرد. مطمئن باشيد!

 

به ياد استاد مميز، پدر گرافيك ايران، اين اوراق را در وب باز كنيد: گزارش بزرگ‌داشت استاد در خانه‌ی هنرمندان ايران (بهمن 1383)، «آقا مرتضا! اسب‌ات كجاست؟» كه خاطره‌ای از دكتر يونس شكرخواه و گفت‌وگويی با او با نگاهی انتقادی به اوضاع گرافيك كشور (بهمن 1380).

و به ياد آتشی بزرگ، پاس‌دار جنوبی شعر، «آواز خاك»اش را در همين شماره‌ی فروغ بخوانيد!