سال چهارم

21 خرداد 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

محمود كوير

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

mahmoodkavir

[@] hotmail [.] com

و نشانی خانه‌ی اينترنتی‌اش:

www.mahmoodkavir.com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

دختر شيرازی و ...

محمود كوير

 

دختر شيرازی

از بازار هل و ميخک گذشته‌ای

يا بيتی از حافظ خوانده‌ای

که دهان‌ات مشک‌باران است!

 

رابعه

باز رابعه

پاييز و پريشان

از خم بازار کاه‌فروشان

به تازيانه گذشت.

حالا من

پيراهن خيس اين قناری را

بر کدام شاخه‌ی باد بياويزم،

دل ديوانه؟

 

برهنه‌ی بارانی

می‌روم از درخت ماه

کلمه بچينم

تا برای‌ات

پيراهنی از شعر ببافم

برهنه‌ی بارانی!

 

شهريوری

از مه‌تاب و شراب

برای برهنه‌گان شهريور

پيراهنی بافته‌ام!

نشانی کشته‌گان‌ام را،

از کدام پنج‌شنبه‌ی ديوانه بپرسم؟

 

تابستانی

چه تابستانی‌ست هنوز!

بر اين آسمان تلخ

نه يک تکه ابر

از آوازهای جلال بلخ

نه يک پاره ماه

رنگ خنده‌ی بودا.

 

همين پنج‌شنبه

اين پنج‌شنبه شاعر است

شعرهايش از باد و بادبادک و باران

از کلاغ و گريه و پاييز

از پولک و ستاره و لب‌خند

اين پنج‌شنبه يا شاعر است

يا کودکی‌ست که دارد آن سوی خيابان راه می‌رود.

 

وه!

هلا! لا! ولا!

آخرين دکمه وا کن!

ميان دو تا شعر.

خدايی! خدايی! خدايی!

مرا هم خدا کن!

 

Ç