سال چهارم

21 خرداد 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

ساول

victoryolife

[@] yahoo [.] ca

 

سيامك تيمناك

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

siamak_timnak

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

قمارخانه*

ساول

ترجمه‌ی سيامك تيمناك

 

دی‌شب دوستی مرا به قمارخانه دعوت کرد.

پس توانستم

راهی جديد و ساده

برای زنده‌گی فرا بگيرم.

 

چه شگفت‌انگيز بود
که همه‌گان آماده‌ی باختن هر چه بيش‌تر تمام دارايی‌شان بودند

تا تمامی او را به‌دست آورند

 

بينشی يافتم: «چه مقلدی برای طلب روزی بودم.»

من عادت به شرکت در کلاس‌هايی داشتم

تا خودم را به‌تر کنم

و حقيقت را دريابم

که هيچ کمکی نکردند.

تا اين‌که روش‌ام را تغيير دادم

و به يک خانه‌خراب‌کن تبديل شدم

 

خانه‌های زيادی را فرو ريختم

خانه‌های زيادی با پی‌های عميق

که به نظر بسيار عميق و ژرف می‌آمدند

 

هر کسی، دنباله‌رو يا ره‌رو و جست‌وجوگر

فکر می‌کرد که من ديوانه شده‌ام

"يک ره‌رو همه چيز را خراب می‌کند؟"

 

تا اين‌که آخرين خانه را خراب کردم

و آن‌که را در تمام خانه‌ها زنده‌گی می‌کند، يافتم

 

آخرين خانه

خانه‌ی جست‌وجوگر حقيقت بود

خانه‌ی کلمات و باورهای ايمانی

با ديوارهايی از ايمان

 

خانه‌يی‌ست پاک

که هيچ‌کس ايمان‌اش را قمار نمی‌کند

برای برنده شدن آن‌چه که به آن ايمان دارد!

 

در آخرين خانه‌يی که ويران کردم

دروازه‌يی بود

اما قبل از اين‌که در بزنم،

صدايی از اعماق درون‌ام گفت:

"اکنون تو می‌توانی وارد شوی

به يک‌تای بی‌نهايت

تو قمار کرده‌ای ای دوست!

تو تمام آن‌چه را که آموخته بودی

نابود کردی

در را بزن تا وجود بی‌نهايت مرا ببينی!

 

اکنون من قمار می‌کنم

در هر دقيقه

و هيچ چيز مهم نيست

جز

بودن با بی‌نهايت

و با دوستان قماربازم

در راه پيام‌بران

در بی‌نهايت

 

هيچ مؤمنی
اجازه‌ی ورود به قمارخانه را ندارد.

 

* الهام‌گرفته از يك شعر عراقی كه می‌گويد: قماربازی قوانينی دارد / از صخره نپر! / شرايط بايد اعمال گردد / از دوستی که قبلا آن را انجام داده باشد /  بپرس / تا راه قماربازان را به تو نشان دهد.

 

Ç