سال چهارم

سی مهر 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

ايليا ديانوش

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

ilia_dianoush

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1384

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

انديش‌مرگی زبان

ايليا ديانوش

آشنای احساس‌ام، شهاب جان!

صدمين شماره‌ی نشر «فروغ تو و من»، مصادف شد با لغو مجوز نشر «فروغ من و تو»!

پس از تجديد چاپ «اگر عشق عشق باشد»، [اداره‌ی] ارشاد پخش آن را منوط به تحويل كارت مجوز دائم اثر كرد تا در چاپ بعدی بخش‌هايی از كتاب حذف شود.

به هر حال، به دوستان بگو كه چاپ دوم گزين‌گويه‌های فروغ كه هم اكنون در دست‌رس است، آخرين چاپ پيش از مميزی خواهد بود.

از انتشار صوتی «مشق كلنجار» هم به خاطر تغييرات فراوانی كه خواسته بودند، صرف‌نظر كردم ...

«شريعتی» می‌گويد: "تمام سرمايه‌ی يك مرد، حرف‌هايی است كه برای نگفتن دارد."

شعر «انديش‌مرگی زبان» كه برای شماره‌ی صد در نظر گرفته‌ام از آن حرف‌هاست كه برای «فروغ»مان سرمايه‌گذاری می‌كنم.

انديش‌مرگی زبان

اتفاقا چه سخت پابست‌ايم

به سنگاسنگ باورمان،

 

فريب خوار زبونی

كه دل داده به دست و

دست داده به دل

 

همه اما:

غرقه در زبان و

غريبه با گمان

 

گذشت هرچه كه بود و زبان در دهان نمی‌چرخد

 

زبان ايستاده و

دهان بازمانده و

مرده نمی‌انديشد

 

مرده

مرده

نه سنگين گمان است و

نه رنگين زبان

 

و زنده

باز بازی می‌خورد با زبانی ساده

كه رنگارنگ نباشد

تا وقت مرگ

به ما رنگ ببازد

 

Ç