|
|
|
|
|||||||||||||||
|
انديشمرگی زبان ايليا ديانوش
انديشمرگی زبان اتفاقا چه سخت پابستايم به سنگاسنگ باورمان،
فريب خوار زبونی كه دل داده به دست و دست داده به دل
همه اما: غرقه در زبان و غريبه با گمان
گذشت هرچه كه بود و زبان در دهان نمیچرخد
زبان ايستاده و دهان بازمانده و مرده نمیانديشد
مرده مرده نه سنگين گمان است و نه رنگين زبان
و زنده باز بازی میخورد با زبانی ساده كه رنگارنگ نباشد تا وقت مرگ به ما رنگ ببازد
|
|