|
|
|
|
|||||||||||||
|
طراحی صنعتی، از الف تا يا: اميليو آمباسز بخش سوم از ترجمهی كتاب «طراحی صنعتی، از الف تا يا» توسط بهاره جلالزاده اميليو آمباسز در دانشگاه پرينستون معماری خواند، در دبيرستان طراحی گشتالت شهر اولم به مدت يك سال تدريس كرد و دورهی دكترای خود را تا سال 1969 در پرينستون گذراند ... ادامه
خرده يادداشتها و تصاويری از دل روزمرهگیهای شهاب مباشری نمیدانم چهطور شد كه ياد روزهايی از كودكی افتادم كه ... پای تلويزيون مینشستم و چرخ زدن بچههای همسن و سالام را در گود زورخانه میديدم _ در آن سالها ورزش باستانی با رویكردی انقلابی به عنوانی ورزشی انباشته از خوی پهلوانی حسابی تبليغ میشد. به هر حال، بعد از آن تماشا، گل وسط قالی میشد نقش مركز گود زورخانه برای من و میچرخيدم و میچرخيدم، چه بچهگانه چه ناشيانه! ... ادامه
من از لوليدن وسط اين همه شعر و داستان کوتاه و کتابهای فانتزی خوشام میآيد! گزارش شخصی شادی بيان از نمايشگاه كتاب و مطبوعات امسال بعد از کلی خواهش و التماس به يکی دو نفری که خيلی دلات میخواهد همراهات شوند برای ديدن نمايشگاه کذايی کتاب، سرت به سنگ میخورد و تصميم میگيری تنهايی بروی. با آن حجم کتابهای هنوز خواندهنشدهيی که در بغل کتابخانهات به خواب رفتهاند، به خودت قول دادهای که چيزی نخری. فقط قرار است بروی ببينی چه نینی کتابهايی اجازهی تولد يافتهاند و حالِ مامان انتشاراتیها چهطور است و البته حتما سری هم به سالن مطبوعات خواهی زد ... ادامه
بخش نخست از داستانی نوشته ری برادبری با ترجمهی ستار شكری ويليام آكتون بلند شد. تيكتاك ساعت روی تاقچه، نيمهشب را نشان میداد. به انگشتاناش نگاه كرد. به اتاق عريض اطرافاش نگاه كرد و به مردی كه روی زمين دراز كشيده و مرده بود و ديگر نه چيزی میگفت نه حس درندهخويی ايجاد میكرد. ويليام آكتون كه انگشتاناش به دگمههای ماشين تحرير ضربه میزدند، كام دل میگرفتند، و برای صبحانههای پيش از وقت همبرگر و تخم مرغ سرخ میكردند، حالا مرتكب قتل شده بودند ... ادامه
دو داستانك از آيزاك كلی با ترجمهی مجتبا ويسی آفتاب بر میآيد. آلن از خواب بيدار میشود. گرفته و عبوس است. فرنی میخورد. به تلويزيون نگاه میکند. حالاش بهتر میشود. آلن دارد میميرد. به بازی نينتندو ... ادامه
دو طرح كوتاه از هنگام بچه موج از مادرش پرسيد: "اين همه آب برای چيست؟" مادرش گفت ... ادامه
شناخت شاهنامه: نامهی جان و خرد بخش سوم از سلسله مقالات جديد محمود كوير در حال و هوای شاهنامه «رستم و سهراب» داستانِ داستانهاست، داستان هميشهگی تاريخ. نقالان و مرشدان در قهوهخانهها، ساليان دراز با اين داستان، اشک در چشم مردمان گردانيدهاند. اين داستانْ حکايت تاريخی ماست. حکايت جانسختی نظام کهنه و واپسمانده در برابر نو ... ادامه
شش شعر از داود اصلانی، شادی بيان علیرضا حسينآبادی، فيروزه خرمشاهی و هنگام
خيابانیها: کنار کاخهای کاغذی کودکان خيابانی مجموعهی پنج شعر و ترانه از محود كوير خيابانی / چندين کودک / گرد خاکسترها / بادهای گرگ / گلههای برف / چند تايی بادبادک / يک قوطی واکس ... / شعرهايم کو؟ / کبريت کجاست؟ / چه شب خوشرنگیست! ... ادامه
يادداشت كوتاهی از كامبيز منوچهريان در بارهی شعر و شاعری از همان گذشتهی دور، همراه پيشرفت شعر، علوم مرتبط با آن نظير عروض و قافيه، معانی و بيان و بديع و ... به تدريج قوت گرفته و راه را برای تجزيه و تحليل و نقد شعر هموار كردهاند. اما پس از فروپاشی حكومت چند صد سالهی وزن بر شعر فارسی، بسياری از علوم مرتبط با آن مثل عروض و قافيه عملا كارايی خود را از دست دادند ... ادامه
|
|