سال چهارم

24 اردی‌بهشت 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

محمود كوير

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

mahmoodkavir

[@] hotmail [.] com

و نشانی خانه‌ی اينترنتی‌اش:

www.mahmoodkavir.com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

خيابانی‌ها: کنار کاخ‌های کاغذی کودکان خيابانی

محمود كوير

 

خيابانی

چندين کودک

گرد خاکسترها

بادهای گرگ

گله‌های برف

چند تايی بادبادک

يک قوطی واکس ...

شعرهايم کو؟

کبريت کجاست؟

چه شب خوش‌رنگی‌ست!

 

گردوی گريه

هدهدی خسته

در خيابان‌های خيس می‌خواند:

گردو فالی به يک سکه خسته‌گی!

گردو فالی به يک پياله درد!

گردو فالی به نان سنگک و انگور!

گردو فالی به خنده‌های ربابه!

گردو فالی به خواب کفش کتانی!

خيابان خاموش جيغی می‌کشد سياه.

قبای هق‌هق و اندوه

در خزان می‌پيچد

و خون شتک می‌زند

به کاکل ماه.

 

عروس خيابان

نگاه کن!

کالسکه‌های نور

عبور می‌کنند

تا مرا

به کاخ‌های بلور برند.

بيا!

رؤيا را از دستان من بنوش!

 

بر صخره‌ی سياه خيابان

خيس و برهنه ايستاده‌ام

و ترس در مردم چشمان‌ام تخم کرده است.

گناه را از چشمان من بنوش!

 

اين کالسکه‌های سياه

تابوت زنبق‌های مست من‌اند

خدا را از پستان من بنوش

پيش از آن که پرپر شوم.

 

رز سياه

_ رز سياه!

آي!

رز سياه!

يک شاخه خانوم،

صد تا درد و آه!

يک دسته آقا،

درد بی‌درمون،

درد بی‌دوا!

رز سياه!

آی رز سياه! _

جيغ يه ترمز

پرپر رزا

هق‌هق خدا

 

يه آمبولانس پير

يه کيف قرمز

يه کفش سياه

تنهای تنها

 

سر اين چارراه

سر اون چارراه

رزای سياه

زير نور ماه

آه و آه و آه

 

خيابان آه

از يک سواری سياه

زنی با پيراهنی سفيد

توی پياده رو پرتاب می‌شود.

نی‌زن کور

در قاب خيس و سياه خيابان

ناپديد می‌شود

هدهدی برهنه

بر شاخه‌يی خشک

غريوی می‌کشد تلخ.

کلمه‌يی گم و پريشان

زير تير چراغ برق

در هم می‌شکند.

 

Ç