سال چهارم

24 اردی‌بهشت 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

مجتبا ويسی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

mojtaba_veissi

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

آلن و يك داستان كوتاه

آيزاك كلی

ترجمه‌ی مجتبا ويسی

 

آلن

آف‌تاب بر می‌آيد. آلن از خواب بيدار می‌شود. گرفته و عبوس است. فرنی می‌خورد. به تلويزيون نگاه می‌کند. حال‌اش به‌تر می‌شود. آلن دارد می‌ميرد. به بازی نينتندو می‌پردازد. تلويزيون تماشا می‌کند. به دوستان‌اش زنگ می‌زند. ناهار می‌خورد. به تلويزيون نگاه می‌کند. گريه می‌کند. به مادرش زنگ می‌زند. به دوست صميمی‌اش تماس می‌گيرد. به ديدن نمايش «گودزيلا هيولای غول‌پيکر» در سنتوريان می‌رود. حال‌اش به‌تر می‌شود. به خانه برمی گردد. تلويزيون تماشا می‌کند. شام می‌خورد. ظرف‌ها را می‌شويد. موز می‌خورد. دندان‌هابش را مسواک می‌زند. می‌خوابد.

 

يک داستان کوتاه

روزی روزگاری يک جن کوچک و خوش‌حال در جايی زنده‌گی می‌کرد. او خوش‌حال بود. بعدش هم افتاد و مرد. پايان!

 

Ç