سال ششم

شانزده تير 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

شادی بيان

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

shadi.bayan

[@] gmail [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

اعتراض می‌كنی، پس هستی!

از رنج مميزی - بخش سوم

شادی بيان

 

بخش نخست و بخش دوم دوم اين مطلب را نيز بخوانيد.

 

سال پيش در يک کارگاه آموزشی با عنوان «زبان زنده‌گی» شرکت می‌کردم. در اين شيوه‌ی ارتباطی به افراد ياد داده می‌شد که «رنج حاصل از عدم بيان نيازها» به مراتب سنگين‌تر از «رنج حاصل از بيان نيازها»ست. وقتی به مبحث «ابراز کامل خشم» رسيديم، از يک پروسه‌ی چهار مرحله‌يی سخن به ميان آمد که تنها با ابراز «احساس» و «بيان نياز» کامل می‌شد. نکته‌ی مهمی که در کلاس‌ها مدام به آن اشاره می‌شد اين بود که اين مدل ارتباطی، اغلب به جای دافعه، هم‌دلی مخاطب را بر می‌انگيزاند، اما حتا چنان‌چه با پاسخ منفی يا بی‌تفاوتی مخاطب نيز روبه‌رو شويم، کم‌ترين فايده‌يی که برده‌ايم آگاه شدن مخاطب از نياز ماست و اين قطعا قدمی به جلوست.

قبل از اين که شروع به نوشتن اين مطلب کنم، از خودم پرسيدم، در سيستمی که حتا پخش يک برنامه‌ی تلويزيونی پرمخاطب که هدف‌اش چيزی جز نقد و شفاف‌سازی آن‌چه در دنيای واقعی دور و برمان می‌گذرد نيست، تحمل نمی‌شود و ناگهان افشای بعضی گناه‌ها يا گناه بعضی‌ها از خود گناه وقيح‌تر می‌شود و حتا رد شدن از همين فيلتری هم که از رنج‌اش می‌گوييم (مميزی)، تأييدی بر هيچ چيز نيست، سلسه نوشته‌هايی از اين دست که تو در حال خواندن و من در حال حروف‌چينی‌اش هستم، چه سود و ثمری می‌تواند داشته باشد؟ ... بعد مثل هميشه که در برابر اين نوع تلخ‌نگری‌های هر از گاهی‌ام، می‌ايستم و به سرعت جلو رشد گياه هرزه‌ی نااميدی را می‌گيرم، به خودم تلنگری زدم و در جوابِ سؤال بر حق ذهن‌ام گفتم: "اعتراض می‌کنی، پس هستی!"

 

در بخش سوم از اين نوشته، خلاصه‌يی از نظرات مخالف و موافق را در باره‌ی مميزی، برگرفته از «فصل اول: مرور ادبيات مميزی با تکيه بر منابع فارسی»، هم‌چنان از کتاب «مميزی کتاب، پژوهشی در هزار و چهارصد سند مميزی کتاب در سال 1375» نقل خواهم کرد و در ادامه به چند نمونه‌ی عينی از مميزی، در مقوله‌ی روان‌شناسی نظری و عملی اشاره می‌کنم.

 

در انقلاب مشروطه و در اولين دوره‌های تشکيل مجلس شورا و به هنگام طرح لايحه‌ی قانون مطبوعات از سوی وزارت علوم، تعدادی از نماينده‌گان در موافقت با مميزی صحبت کردند که عمده‌ی دلايل آن‌ها دلايل اخلاقی و مذهبی بود. يکی ديگر از استدلال‌های موافقان مميزی اين بود که ملت ما هنوز برای آزادی قلم و کلام آماده‌گی کافی ندارند و بايد مدتی صبر کرد تا پس از ايجاد زمينه به او آزادی قلم و کلام داد. استدلال ديگر در موافقت با مميزی، جلوگيری از انتشار اشتباه، پيش پا افتاده و سست است. انتشاراتی که به زعم موافقان يا از لحاظ صوری (انشا، غلط املايی، دستور زبان و ...) دچار اشکال است يا از لحاظ محتوايی.

در مقابل چنين استدلال‌هايی، تعداد بسياری از متفکران بر ضد مميزی و اعمال کنترل بر بيان سخن گفته‌اند. عمده‌ترين دليل مخالفت با مميزی، حمايت از آزادی‌ست. از نظر بسياری مميزی وسيله‌يی برای پای‌مال کردن آزادی‌ست. آزادی قلم و بيان بالاترين راه بيداری و انتباه ملت بوده و هر گونه محدوديت آن مردود و محکوم است. مميزی در هيچ چارچوبی محصور نمی‌ماند و تنها می‌تواند جامعه را به بی‌فرهنگی مطلق بکشاند، مانند يک گلوله‌ی برفی تا آن‌جا پيش می‌رود که تبديل به بهمنی عظيم گردد، اما از جنبه‌ی ديگر می‌توان گفت که مميزی با همه‌ی قدرت‌اش نتوانسته است جلو هيچ جنبش اجتماعی را بگيرد. هر چه مميزی بيشتر می‌تازد، اشتياق برای خواندن کتاب‌های ممنوع شده شدت می‌يابد. نظر برخی نيز بر اين است که حقيقت اجتماعی از گفت‌وگوی سياسی آزاد و مميزی نشده پديد می‌آيد و جامعه برای ايجاد يک ايدئولوژی پويا، نياز به حقايق اجتماعی و در نتيجه به گفت‌وگوهای آزاد و مميزی نشده دارد.

 

مميزی کتب روان‌شناسی نظری

نام کتاب: «روان‌شناسی بلوغ»

«بسياری از والدين می‌خواهند به هر ترتيب که شده فرزندان خود را به شرکت در ميهمانی و معاشرت با دوستان تشويق کنند ... شرکت دادن جبری نوجوان‌ها در مجالس مختلط برای يادگيری شيوه‌ی معاشرت، کار درستی نيست ... بسياری از نوجوانان داوطلب شرکت در اين مجالس نيستند ... پوشيدن لباس رسمی و کت و کراوات برای نوجوان 12 ساله اصلا جالب نيست.»

بررس: مطالب با فرهنگ ما نمی‌سازد.

در بررسی مجدد، بررس بعدی خواستار تغيير نام کتاب از «روان‌شناسی بلوغ» به «درس از زنده‌گی» شده است.

 

نام کتاب: «روان‌شناسی خلاقيت»

«پرستار به او گفت: "در چند اتاق دورتر دختری ناراحتی احساسی دارد و اگر تو به او نامه‌ی عاشقانه بنويسی، حال‌اش به‌تر می‌شود." ميکی برای نخستين بار از زمان بستری شدن شادی را تجربه می‌کند.»

بررس: مربوط به فرهنگ غربی.

 

نام کتاب: «روان‌شناسی شادی»

«آيا اگر پسری (دختری) دارای تمامی شرايط مورد نظر شما بود اما عاشق وی نبوديد، با وی ازدواج می‌کرديد؟»

بررس: حذف

«زنان متأهل شادتر از زنان مجردند، زيرا زنان مجرد پيردختر خواهند شد، اما مردان مجرد شادتر از مردان متأهل هستند، چون آزادند و از لحاظ جنسی محدوديتی ندارند.»

 

نام کتاب: «حافظه»

«سيگار نکشيدن شرط رسيدن به سن صد و پنجاه ساله‌گی نيست، چنان‌چه بسياری از جوانان که در عنفوان جوانی مرده‌اند لب به سيگار نزده‌اند.»

«يک هنرپيشه به دکتر روان‌کاو گفت: "دکتر نه آواز بلدم نه رقص، و نه نقل داستان‌های ظريف! چه بايد بکنم؟"»

 

نام کتاب: «حافظه در روان‌شناسی»

«چه کسی داستان مردی را می‌داند که با سه کلمه توانست ثروت سرشاری را به کوکاکولا ببخشد.»

بررس: تبليغ برای کوکاکولا / حذف شود.

 

نام کتاب: «روان‌کاوی عمومی»

«رقص و شنا و راننده‌گی ياد گرفت و شروع به پرداختن به زيبايی و آرايش مو و تهيه‌ی لباس‌های برازنده‌تر و دل‌انگيزتر کرد.»

بررس: رفتارهای مربوط به جامعه‌ی غربی

 

نام کتاب: «روان‌شناسی صحنه»

«ايمان نيوتن به سقوط سيب، او را از باغ سيب به آزمايش‌گاه کشيد.»

بررس: حذف (احتمالا با اين تصور که اين عبارت نوعی توهين به دين است، چون در جمله کلمه‌ی «ايمان» به کار رفته است.)

 

نام کتاب: «حافظه در روان‌شناسی»

«حقيقت آن است که ما همواره متمايل به تعقيب راهی هستيم که ديگران رفته‌اند و حاضر نيستيم برای کسب اطمينان در باره‌ی حقايق جهان به خود کم‌ترين زحمتی بدهيم.»

«به جای آن که به منظور به‌بود وضع خويش در صدد تغيير دوست يا زن يا شوهر خود برآييد، به‌تر است خودتان را عوض کنيد.»

 

نام کتاب: «عقده‌های روانی»

«تازه‌گی‌ها مردی می‌گفت که عاشق دختری شده و با او نامزد گرديده و با وجود آن که به شدت او را دوست دارد، قادر نيست او را ببوسد و همين ماجرا رفته رفته دختر را از او منزجر کرده است. وقتی پرسيدم چرا قادر نيست، گفت: "حس می‌کنم که آسمان به زمين خواهد آمد."»

 

نام کتاب: «حافظه در روان‌شناسی»

«هر گاه زنی بگويد که مردان تاس نسبت به ساير مردان برتری دارند، ممکن است بر آن باشد که به يک مرد تاس شوهر کرده و از ته دل خواهان شوهری‌ست که موی سرش زياد باشد.»

 

نام کتاب: «روان‌شناسی عشق ورزيدن»

«من شاعر شصت ساله‌يی را می‌شناختم که سال‌ها برای يک زن مورد ستايش ولی بيست سال کوچک‌تر از خود، عشق روحانی و والايی را در دل پرورش می‌داد. آن‌ها در نامه‌ها و گفت‌وگوهايشان برای يک‌ديگر نمونه بودند و مطالب و رفتارهای جسمانی و شهوانی را خوار می‌شمردند.»

 

نام کتاب: «روان‌کاوی عمومی»

«فی المثل مردی ممکن است از نشان دادن عشق شديد به زن مورد علاقه‌اش ابا داشته باشد. از ظاهر او چنين قياس می‌شود که مردی فوق العاده متين است، ولی در ته دل‌اش اين ميل زبانه می‌کشد که بازوان آن زن دل‌ربا را بگيرد و عشق آتشين خود را به او اعتراف کند.»

بررس: بيان مثال خلاف عرف و سنت و فرهنگ

 

نام کتاب: «چه‌گونه خودکاوی کنيم»

«چون پرهيزکار اخلاقی افراطی نمی‌تواند هميشه مطابق جزم‌انديشی‌های خود زنده‌گی کند، نمی‌تواند از احساس گناه خودش بر اثر تخلف از اين جزم‌انديشی‌ها رهايی يابد.»

 

مميزی کتب روان‌شناسی عملی

نام کتاب: «فنون تربيت کودکان»

«نوجوانان در باره‌ی خصوصيات خود کنج‌کاوند و به دوستی با جنس مخالف نيز علاقه دارند.»

بررس: حذف

 

نام کتاب: «آيين دوست‌يابی»

«نام‌زدش او را مجبور کرد که رقص ياد بگيرد.»

 

نام کتاب: «اعتماد به نفس»

«ميکل آنژ بسيار اتفاق می‌افتاد که چند روز متوالی فقط به نان خشک و شراب قناعت می‌کرد.»

 

نام کتاب: «کودکی آزاد و مستقل تربيت کنيم»

«اگر کودک به عضو جنسی خود دست زد، لب‌خند بزنيد و گرنه اين موضوع برای‌اش پر اهميت می‌شود.»

 

نام کتاب: «ماجرای زنده‌گی»

«چندی پيش زنی که فرزندش به شدت بيمار بود با من از گفت‌وگوی عجيبی که با خدا کرده بود، حرف زد. خدايی که اين زن می‌گفت به او اعتقادی ندارد. اين زن خطاب به خدا گفته بود: "به راستی که خجالت دارد! اگر می‌خواهی کسی را مجازات کنی که به تو اعتقاد ندارد، خودِ او را مجازات کن، چرا فرزندش را مجازات می‌کنی؟"»

 

نام کتاب: «روان‌درمانی بودايی»

«عمل اجباری تکرار در عبادت می‌تواند باعث وسواس شود.»

 

نام کتاب: «بازتاب‌های نور»

«عادت‌هايی که برای کمک به بقای ما در جهان روان‌پريشی طرح‌ريزی شده و از افراد، خانواده، دوستان، آموزگاران و اجتماع می‌گيريم! از طريق اين آگاهی نخستين، مهم‌ترين گام را برای رها کردن آن‌ها بر می‌داريم.»

بررس: تلقين رها کردن عادت‌های کهنه که با فرهنگ جامعه مغايرت دارد.

 

نام کتاب: «روش‌های ايجاد علاقه‌مندی»

«شما می‌خواهيد بفهميد فردی مشروب می‌خورد يا نه؟ سوال: شما معمولا چه نوع مشروباتی دوست داريد بنوشيد؟ گنجايش شما برای نوشيدن مشروب چه‌قدر است؟ فرد مزبور تصور می‌کند که شما نوشيدن مقداری مشروب الکلی را مجاز دانسته‌ايد و او می‌تواند بدون ترس با شما صحبت کند.»

 

نام کتاب: «آيين زنده‌گی»

«خداوند ممکن است با توبه و ندبه دست از سر ما بردارد و گناهان‌مان را ببخشد، ولی مطمئن باشيد که سلسله اعصاب دست از سر ما بر نمی‌دارد.»

بررس: درست توصيف نشدن توبه

 

نام کتاب: «اعتماد به نفس»

«در ايران به نسب بيش‌تر اهميت می‌دهند تا به استعداد و لياقت ذاتی افراد. مثلا مورخين سلاطين قاجار به جای اين‌که از استعداد ذاتی آقا محمد خان سخن گويند تا سه پشت او را شاه می‌خوانند. در صورتی که اهميت آقا محمد خان قاجار در اين نبود که پدرش شاه است، بل‌که در اين بود که با قوای خود مالک تاج و تخت ايران شد.»

 

نام کتاب: «آيين دوست‌يابی»

«دريافتم که تبسم برای من دلار به هم‌راه می‌آورد.»

بررس: بيان تفکر مادی‌گری و پول‌پرستی

 

ادامه دارد ...

منبع:

«مميزی کتاب، پژوهشی در هزاروچهارصد سند مميزی کتاب در سال 1375» ، دکتر احمد رجب‌زاده، انتشارات کوير

Ç