سال ششم

سيزده مرداد 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

Etudes and Photos by Ensieh Siavash A Cultural Discussion on Iconography of Martyrs Images, by Saleh Tasbihi A Poem by Emerson, translated by Sattar Shokri

 

قالی بی‌گل (چهار)

بخش چهارم سلسله نوشته‌يی از صالح تسبيحی در باره‌ی ديوارنگاره‌های شهدا

اما از نظرگاه ريشه‌يابی، ريشه‌ی اين شمايل‌سازی‌های سطحی به شمايل‌نگاری امامان و معصومان باز می‌گردد. تصويرانگاری نه چندان كهنه‌يی كه محصول ذهن تكه‌پاره‌شده‌ی انسان ايرانی معاصر است.

چهره‌های امامان، نقش‌شده برای عاميانه‌گی، ميان‌مايه‌گی ما. برای فهم كج و كوله‌ی ما. البته از يك تاريخی به اين طرف. اگر نه، امام، علی يا حسين، هشت پر و چهار پر است. كاشی‌ست. يك مستطيل گوشه‌دار آبی‌ست در كاشی‌كاری مسجد شيخ لطف الله. هشت پر و چهار پر است ... ادامه

 

شک بی‌دستور توسط يک راست‌قامت جاودانه

شکواييه‌ی صالح تسبيحی در باره‌ی حکم به انحلال انجمن صنفی روزنامه‌نگاران

بی‌شک به جان‌مان افتاده‌اند.

يک‌بار «اميد معماريان»، رفيق فقيدمان که تا اطلاع ثانوی در ممات است و حيات‌اش در وطن ناممکن، بزرگ‌تری کرد و گفت: "اين «بی‌شک» ديگر چيست که می‌نويسی"

و يادم داد و تا حالا هم تلاش کرده‌ام و دانسته‌ام که اين شک است که هل می‌دهد و به فکر فرو می‌برد و دست‌ات قلم می‌دهد و تذکرت می‌دهد که بنويس.

نوشتن بيانيه‌يی‌ست که در شکوه شک صادر می‌کنيم. ولی اما، آف‌تاب که می‌آيد دليل آف‌تاب، اظهر می‌شود از شمس، آدم ديگر زورش می‌آيد به خودش فشار بياورد و مشکوک بماند ... ادامه

 

 

 

وقتی بهانه بی‌بهانه‌گی‌ست

پنج طرح نوشتاری و دو عكس از انسيه سياوش

گفتی درنگ کن

پشت برف‌های چشمان‌ات می‌ماندم اگر

                        قربانی ضريح نگاه‌ات نمی‌شدم

                        اگر شانه به شانه‌ات

                              خسته‌گی‌مان را زير پا و در حرم لگدمال نمی‌کرديم ... ادامه

 

 

 

 

زنان پارس

 

جامعه‌پذيری جنسيتی و عدم تکامل انسان‌ها

مقاله‌يی نوشته‌ی مايكل ابساتز و با ترجمه‌ی مژگان جعفريان

زمانی که پسرها و دخترها در نقش جنسيتی مناسب خود (از ديدگاه جامعه) اجتماعی می‌شوند، مجبورند از برخی چيزهای مهم دست بکشند. دخترها تشويق می‌شوند تا سربه‌زير و مهربان باشند و همه‌ی انرژی خود را وقف جذاب بودن خود کنند. آن‌ها قدرت عصبانی شدن، جسارت، هدف‌مند بودن، سياست‌مدار بودن، اجتماعی بودن و در نهايت مقتصد بودن را از دست می‌دهند. از طرف ديگر، پسرها اجازه‌ی دست‌رسی به قدرت در جهان پيرامون را به دست می‌آورند، اما اين مسأله مستلزم آن است که از احساس ترس، آسيب‌پذيری و درد و ناراحتی دست بکشند ... ادامه

 

جامعه‌شناسی جنسيت

معرفی يک کتاب توسط مژگان جعفريان

در مقدمه‌ی کتاب می‌خوانيم: «پسر يا دختر به دنيا آمدن شما پی‌آمد مهمی برای تمام جنبه‌های زنده‌گی‌تان خواهد داشت: از انتظاراتی که ديگران در جامعه از شما دارند تا رفتار ديگران با شما، ‌و رفتار خودتان.» ... ادامه

 

 

 

عبارت‌ها و تعارف‌های رايج در بين زنان شيرازی

بخش نخست يک مطالعه‌ی فرهنگی از عبد الرحيم ثابت

هنوز هستند. اگر از افاده‌ی خيابان‌های «متشخص» دل‌تنگ شوی و به هوای يافتن باز مانده‌يی از صفا و ساده‌گی سر به خلوت پس‌کوچه‌های خودمانی شيراز بگذاری، هنوز هم «آن‌ها» را می‌بينی. آن‌ها که آرام و انديشه‌ناک در آمد شد هستند. در خم گذرگاه‌های تنگ عافيت‌سوز، در دورست کوچه‌های باريک و دراز نرسيدن، در انتهای بن‌بست‌های گردآلود فقر، و در تاريک‌نای دالان‌های فراموشی به يک‌ديگر بر می‌خورند، به دوستی و مهر حالِ هم می‌پرسند، به اندوه‌گزاری بار سنگين غم از دوش دل بر می‌دارند، و غم زمانه اگر سخت زورآور شده باشد، چشمی هم نم می‌کنند، اما به پايان اين گپ و گفتِ اتفاقی اشک از چشم می‌زدايند و خواه ناخواه چهره را به لب‌خندی درخشان می‌کنند، به لطف و صفا بدرود هم می‌گويند و ديگر بار در افق کوچه‌های باريک و دراز نرسيدن غروب می‌کنند و در تاريک‌نای دالان‌های فراموشی محو می‌شوند. آن‌ها زنان شيرازند ... ادامه

 

اقتصار کن سعدی!

نگاه شادی بيان به کتاب «سعدی از دست خويشتن فريادِ» عباس کيارستمی

بچه که بوديم اسم حافظ و سعدی و مولوی را زياد می‌شنيديم. بزرگ‌تر که شديم، توی کتاب‌خانه‌ی هر خانه‌يی که می‌رفتيم، ديوان حافظ و کليات مثنوی معنوی و گلستان سعدی می‌ديديم. بعد سر و کله‌ی هر سه تاشان در کتاب‌های ادبيات مدرسه‌مان پيدا شد. زمان گذشت و هر سال سر سفره‌ی هفت سين ديوان حافظ گذاشتيم و هر بار که عشق و درد آمد، فال حافظ گرفتيم. مولوی شد مرادمان و قونيه رفتن و سماع ديدن آرزومان. الا يا ايها الساقی خوانديم و بشنو از نی چون حکايت می‌کند شنيديم ...

بعد يک دفعه به خودمان آمديم و ديديم که سر سعدی طفلک، اين وسط بی کلاه مانده است ... ادامه

 

 

 

 

برهما

شعری از رالف والدو امرسون با ترجمه‌ی ستار شکری

آن قاتل که می‌انديشد به قتل می‌رساند

يا آن مقتول که می‌انديشد به قتل رسيده

آن گونه که می‌مانم و عبور می‌کنم و باز می‌گردم

از شيوه‌های ظريف من هيچ نديده ... ادامه

 

رنگ كلمه: دو اثر از دو شاعر

آثاری از

کبرا دهقانی سرور و هنگام

... بخوانيد

 

جايزه‌ی ادبی ايران

فراخوان شرکت در مسابقه‌ی شعر و داستان

آقای محسن سراجی، دبير جايزه‌ی ادبی ايران، در نامه‌يی به مجله خواسته است تا فراخوان اين جايزه‌ی ادبی را در «فروغ» به اطلاع مخاطبان برسانيم. به همين منظور، ضمن پيوست کردن متن فراخوان اين جايزه، بخشی از نامه‌ی وی را در ادامه می‌خوانيم ... ادامه

 
 
 

 

فهرست كوتاهِ مطالب اين شماره:

   انديشه و نگاه انتقادی

قالی بی‌گل (چهار) / شک بی‌دستور توسط يک راست‌قامت جاودانه

   ê هنرهای تصويری

وقتی بهانه بی‌بهانه‌گی‌ست

   ê زنان پارس

جامعه‌پذيری جنسيتی و عدم تکامل انسان‌ها / جامعه‌شناسی جنسيت

   ê فرهنگ و ادب برای هميشه

عبارت‌ها و تعارف‌های رايج در بين زنان شيرازی /

اقتصار کن سعدی!

   ادبيات ترجمه

برهما

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: دو اثر از دو شاعر

   فراخوان

جايزه‌ی ادبی ايران

 

دو شماره‌ی هم‌راه نسخه‌ی کاغذی «فروغ»

انتشار شماره‌های 9 و 10 دوره‌ی جديد ماه‌نامه

در ميانه‌ی مردد جلد تازه‌يی از نسخه‌ی کاغذی «فروغ»، مخصوص ماه‌های تير و مرداد 1387 منشتر و آماده‌ی توزيع شده است. در اين شماره مطالب و مقالاتی مندرج است که برخی را پيش‌تر در نسخه‌ی اينترنتی خوانده‌ايم، مانند برخی از آثار اهالی «کوچه‌ی آف‌تاب، بن‌بست ستاره»، برخی را هم‌اکنون در اين شماره‌ی دوهفته‌نامه می‌بينيم، مثلا کارهای دوستان «زنان پارس». برخی از مقالات هم اختصاصا در نسخه‌ی کاغذی و جلوتر از نسخه‌ی اينترنتی آمده‌اند، هم‌چون بخش‌های «قيل و قال» و «بودن و مجازی بودن» و ...

به زودی نسخه‌ی پی.دی.اف. مجله‌ی کاغذی را آماده و منتشر می‌کنيم تا به رايگان بتوانيد آن را دريافت کنيد.

 

 

 

 

ماه‌نامه‌ی «فروغ»

نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.

در صورت تمايل به دريافت نسخه‌ی كاغذی و برای اشتراك، با نشانی مجله (info [@] forough [.] net ) مكاتبه و درخواست خود را اعلام كنيد تا شرايط اشتراك به شما اعلام گردد.

از اين پس و در ارسال شماره‌های آتی «فروغ»، از خدمات پست سفارشی بهره برده می‌شود تا نگرانی‌های مربوط به عدم وصول نسخ نشريه، هم برای مجله هم برای مشتركان، بر طرف گردد. به همين خاطر، لطفا علاقه‌مندان به اشتراك، نشانی پستی خود را به طور كامل و دقيق به مجله اعلام كنند.

 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه:

- شماره‌های 6 و 7 (اردی‌بهشت و خرداد 1387)

- شماره‌های 5 و 6 (بهمن و اسفند 1386)

- شماره‌ی 4 (شهريور و مهر 1386)

- شماره‌ی 3 (تير و مرداد 1386)

- شماره‌ی 2 (اردی‌بهشت و خرداد 1386)

- شماره‌ی 1 (فروردين 1386)