|

قالی بیگل (چهار)
بخش چهارم سلسله
نوشتهيی از صالح تسبيحی در بارهی
ديوارنگارههای شهدا
اما از
نظرگاه ريشهيابی، ريشهی اين شمايلسازیهای سطحی به شمايلنگاری
امامان و معصومان باز میگردد. تصويرانگاری نه چندان كهنهيی كه محصول
ذهن تكهپارهشدهی انسان ايرانی معاصر است.
چهرههای امامان، نقششده برای عاميانهگی، ميانمايهگی ما. برای فهم
كج و كولهی ما. البته از يك تاريخی به اين طرف. اگر نه، امام، علی يا
حسين، هشت پر و چهار پر است. كاشیست. يك مستطيل گوشهدار آبیست در
كاشیكاری مسجد شيخ لطف الله. هشت پر و چهار پر است
...
ادامه
شک بیدستور توسط يک راستقامت
جاودانه
شکواييهی صالح
تسبيحی در بارهی حکم به
انحلال انجمن صنفی روزنامهنگاران
بیشک به جانمان افتادهاند.
يکبار «اميد معماريان»، رفيق فقيدمان که تا اطلاع ثانوی در ممات است و
حياتاش در وطن ناممکن، بزرگتری کرد و گفت: "اين «بیشک» ديگر چيست که
مینويسی"
و يادم داد و تا حالا هم تلاش کردهام و دانستهام که اين شک است که هل
میدهد و به فکر فرو میبرد و دستات قلم میدهد و تذکرت میدهد که
بنويس.
نوشتن بيانيهيیست که در شکوه شک صادر میکنيم. ولی اما، آفتاب که میآيد
دليل آفتاب، اظهر میشود از شمس، آدم ديگر زورش میآيد به خودش فشار
بياورد و مشکوک بماند ...
ادامه
|
وقتی بهانه بیبهانهگیست
پنج طرح نوشتاری و
دو عكس از انسيه سياوش
گفتی درنگ کن
پشت برفهای چشمانات میماندم اگر
قربانی ضريح نگاهات نمیشدم
اگر شانه به شانهات
خستهگیمان را زير پا و در حرم
لگدمال نمیکرديم ...
ادامه
|
|
|

زنان پارس |
جامعهپذيری جنسيتی و عدم تکامل انسانها
مقالهيی
نوشتهی مايكل ابساتز و با
ترجمهی مژگان جعفريان
زمانی
که پسرها و دخترها در نقش جنسيتی مناسب خود (از ديدگاه جامعه) اجتماعی
میشوند، مجبورند از برخی چيزهای مهم دست بکشند. دخترها تشويق میشوند
تا سربهزير و مهربان باشند و همهی انرژی خود را وقف جذاب بودن خود
کنند. آنها قدرت عصبانی شدن، جسارت، هدفمند بودن، سياستمدار بودن،
اجتماعی بودن و در نهايت مقتصد بودن را از دست میدهند. از طرف ديگر،
پسرها اجازهی دسترسی به قدرت در جهان پيرامون را به دست میآورند،
اما اين مسأله مستلزم آن است که از احساس ترس، آسيبپذيری و درد و
ناراحتی دست بکشند
...
ادامه
جامعهشناسی جنسيت
معرفی يک کتاب توسط مژگان جعفريان
در
مقدمهی کتاب میخوانيم: «پسر يا دختر به دنيا آمدن شما پیآمد مهمی
برای تمام جنبههای زندهگیتان خواهد داشت: از انتظاراتی که ديگران در
جامعه از شما دارند تا رفتار ديگران با شما، و رفتار خودتان.»
...
ادامه
|
|
|
عبارتها و تعارفهای
رايج در بين زنان شيرازی
بخش نخست يک مطالعهی فرهنگی از
عبد الرحيم ثابت
هنوز هستند. اگر از افادهی خيابانهای «متشخص» دلتنگ شوی و
به هوای يافتن باز ماندهيی از صفا و سادهگی سر به خلوت
پسکوچههای خودمانی شيراز بگذاری، هنوز هم «آنها» را
میبينی. آنها که آرام و انديشهناک در آمد شد هستند. در خم
گذرگاههای تنگ عافيتسوز، در دورست کوچههای باريک و دراز
نرسيدن، در انتهای بنبستهای گردآلود فقر، و در تاريکنای
دالانهای فراموشی به يکديگر بر میخورند، به دوستی و مهر
حالِ هم میپرسند، به اندوهگزاری بار سنگين غم از دوش دل بر
میدارند، و غم زمانه اگر سخت زورآور شده باشد، چشمی هم نم
میکنند، اما به پايان اين گپ و گفتِ اتفاقی اشک از چشم
میزدايند و خواه ناخواه چهره را به لبخندی درخشان میکنند،
به لطف و صفا بدرود هم میگويند و ديگر بار در افق کوچههای
باريک و دراز نرسيدن غروب میکنند و در تاريکنای دالانهای
فراموشی محو میشوند. آنها زنان شيرازند
...
ادامه
اقتصار کن سعدی!
نگاه شادی بيان به کتاب «سعدی از دست خويشتن فريادِ» عباس
کيارستمی
بچه که بوديم اسم حافظ و سعدی و مولوی را زياد میشنيديم.
بزرگتر که شديم، توی کتابخانهی هر خانهيی که میرفتيم،
ديوان حافظ و کليات مثنوی معنوی و گلستان سعدی میديديم. بعد
سر و کلهی هر سه تاشان در کتابهای ادبيات مدرسهمان پيدا شد.
زمان گذشت و هر سال سر سفرهی هفت سين ديوان حافظ گذاشتيم و هر
بار که عشق و درد آمد، فال حافظ گرفتيم. مولوی شد مرادمان و
قونيه رفتن و سماع ديدن آرزومان. الا يا ايها الساقی خوانديم و
بشنو از نی چون حکايت میکند شنيديم ...
بعد يک دفعه به خودمان آمديم و ديديم که سر سعدی طفلک، اين وسط
بی کلاه مانده است ...
ادامه
|
|
برهما
شعری از رالف والدو
امرسون با ترجمهی ستار شکری
آن
قاتل که میانديشد به قتل میرساند
يا آن
مقتول که میانديشد به قتل رسيده
آن
گونه که میمانم و عبور میکنم و باز میگردم
از
شيوههای ظريف من هيچ نديده ...
ادامه
رنگ كلمه: دو اثر از دو شاعر
آثاری از
کبرا دهقانی سرور و
هنگام
...
بخوانيد
جايزهی ادبی ايران
فراخوان شرکت در
مسابقهی شعر و داستان
آقای
محسن سراجی، دبير جايزهی ادبی ايران، در نامهيی به مجله خواسته است
تا فراخوان اين جايزهی ادبی را در «فروغ» به اطلاع مخاطبان برسانيم.
به همين منظور، ضمن پيوست کردن
متن فراخوان اين جايزه، بخشی از نامهی وی را در ادامه
میخوانيم ...
ادامه
|