|
|
|
|
||||||||||||||
|
وقتی بهانه بیبهانهگیست پنج طرح نوشتاری و دو عكس انسيه سياوش
1 گفتی درنگ کن پشت برفهای چشمانات میماندم اگر قربانی ضريح نگاهات نمیشدم اگر شانه به شانهات خستهگیمان را زير پا و در حرم لگدمال نمیکرديم درنگ لحظههای با تو بودن درنگ بر تمامی ثانيههای مهآلود گمگشتهگی در برفها بر دل دشتهاست سوز حسرت چشمان من و نياز دستان پرميوهی تو گره درنگ مرا بر خانهی دل تو محکمتر
2 وقتی بهانه بیبهانهگیست دايرهی زنگیات را بياور دستانات را برای نواختناش کمی کمی بالا ببر بهانهام اين بود اکنون مرا نواختی فصل رفتن است اکنون
3 گفتی ضعيف گفتی لمس و من درد بودنام معنا شد گفتی تو گفتی کلمه و من خط خورد تو ...
4 پرسهگردی کوچههای بارانخورده به وقت بیوقتی زير چراغهای روشن و قطرات باران خاموش به وقت بیوقتی دوست داشتنهای خاموش
5 ضربهيی به زانو شقيقهات میکوبد و من غرق میشوم ميان تمنای زيستن و قانون
|
|