|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
برشی كوتاه از يك سفر، صالح تسبيحی اين نوشته داغ داغ است. و بوی بخارا و مرگ و حيات ابدی، زندهگی جاودان در قالی و نقش خيال از آن بلند است و هزار رنگ تصور از آن بر ملاست. زيرا در بخارا، در شهر خشت و كاهگل است كه دارم می نويسم. زياده عرضی نيست. و وقت هم كم است و نوروز بلند و بسا جاهای ناديده ... ادامه
مروری بر بك كتاب كه سفرنامهی حج ابراهيم نبویست به قلم شادی بيان حالا ديگر ايام حج به پايان رسيده است و حاجیها برگشتهاند به وطن. سيد ابراهيم نبوی اما چند وقتیست که ترک وطن کرده است و اين روزها علاوه بر حضور جاریاش در سايتهای اينترنتی و گوشیهای موبايل، در تلويزيونهای آن ور آبی هم جرياناتی يافته است. «سفر به خانهی آزاد شده» کتاب تازه چاپی نيست، اما قطعا بعد از آخرين چاپاش در دولت فقيد خاتمی، ديگر ممنوع الچاپ است. اين کتاب سفرنامهی يک حاجیست که شايد تفاوتاش با همهی سفرنامههای ديگر حج، در نامیست که به عنوان مؤلف بر جلد آن نقش بسته است. نامی که به گمان من از آن رو مخاطب را مشتاق میکند که انتظار آن میرود تا با روايتی ديگرگون روبهرو شود. شايد بدون برخورد با واژهها و تعابيری که در اين جور کتابها میآيند و معنیشان را نمیفهميم ... ادامه
صدايی همر اهیاش نمیكرد ... / تنگ و درياچه دو داستانك از انسيه سياوش پسرک آدامس را آنقدر باد کرد تا روی سرش پخش شد. صورتاش را چسباند روی تنگ ماهی، ماهی داخل آب چرخ زد و آمد سمت سفيدیهای آدامس که چسبيده بود پشت تنگ. پسرک دستاش را داخل تنگ برد، ماهی قرمز بين انگشتاناش ليز خورد ... ادامه
آثاری از رعنا جلالی، مريم ملكدار، كامبيز منوچهريان را بخوانيد
دو طرح و شعر از مريم ابوالحسنی منتظر، همرنگ صدای گرفتهام، منتظر، به شيرينی لبخندان تو، منتظر، مانند واژههای سرد، منتظر، با فاصله اين جا ... من میمانم، با همين فاصله، فاصلهی من با تو، به فاصلهی هفت آسمان ... اينجا، کنار پنجره، منتظرم ... و تو دير میرسی بیشک ... ادامه |
|