سال هفتم

23 فروردين 1388

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

گالری - بوفه

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

صالح تسبيحی

prometeh2000

[ @ ] yahoo [.] com

و خانه‌ی اينترنتی‌اش:

ناگهان

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1388

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

در «چهاربكر» چال‌ام كنيد

صالح تسبيحی

 

اين نوشته داغ داغ است. و بوی بخارا و مرگ و حيات ابدی، زنده‌گی جاودان در قالی و نقش خيال از آن بلند است و هزار رنگ تصور از آن بر ملاست.

زيرا در بخارا، در شهر خشت و كاه‌گل است كه دارم می نويسم.

زياده عرضی نيست. و وقت هم كم است و نوروز بلند و بسا جاهای ناديده.

 

 

اما جانا:

بيرون بخارا مدفن بزرگانی هست و حجره‌ها و چله‌خانه‌هايی كه دور تا دورشان را قبر فرا گرفته و گورها در حجره‌های بی سقف و خشت و آجر چيده شده‌اند كنار هم.

و در تمام صحن و محيط و بام‌های نيم فرو ريخته و كهن، طاووس‌ها برای خودشان سرگردان‌اند.

طاووس‌ها نفير می‌كشند و صدايشان پخش هوا می‌شود. ميان گورها راه می‌روند و با دامان هزار رنگ‌شان بخش اصلی اما متحرك معماری «چهار بكر» هستند.

آن‌ها راحت از اين بام به آن زمين بال می‌زنند و گور خانه، خانه‌شان است و با گردن افراشته و الوان خود، با دم رنگارنگ‌شان در كنار منار و گنبدها و قبرهايی همه از خشت پخته نقش يك قالی را كامل می‌كنند.

اكنون دوازدهم فروردين است و من در بخارا يم. و از سمرقند آمده‌ام. انگار در تارو پود يك قالی فرو می‌روم.

و از هركس می‌پرسم، با لهجه‌ی فارسی بخارايی می‌گويد: «بوده‌اند اين‌ها اين‌جا از كهن.»

 

 

 

 

 

 

 

 

Ç

 

   آثار شماره‌ی «153»

 

   چه بسيار سفر كردن

در «چهاربكر» چال‌ام كنيد

   معرفی كتاب

ابراهيم نبوی + حج

   زنان پارس

حجاب در ذهن آن‌ها و بر سر ما: با حجاب بودن و زنان مسلمان - بخش سوم

   فرهنگ و ادب برای هميشه

درفش كاويانی، بخش نخست

   ادبيات داستانی

صدايی هم‌ر اهی‌اش نمی‌كرد ... / تنگ و درياچه

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: آثاری از سه شاعر

   هنرهای تصويری

برهنه می‌شويم، پرنيان، تنهايی و ...

   كودكانه

بی‌شك دير می‌رسی