سال هفتم

21 تير 1388

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

گالری - بوفه

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

مريم ابوالحسنی

و خانه‌ی اينترنتی‌اش:

«An Original Girl»

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1388

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

زنده‌گی كسری‌ست كه هرگز ساده نمی‌شود

مريم ابوالحسنی*

 

1

آمدی که بروی.

دل‌تنگی‌ از دستان‌ات می‌چکند، رفتن برای تو هرگز تمام نمی‌شود.

تو هر روز می‌روی - عطش دل‌تنگی‌ وادارت می‌کند –

همه دل‌تنگ شدند حيف، اما تو هنوز دل‌تنگ نشده‌ای!

همه را خاکستر کردی اما، خودت هنوز در حال سوختن‌ای ...

 

2

خود را به باد ديوانه سپرده‌ام.

حس می‌کنم تپش‌های قلب‌اش را ميان انگشتان سرخ‌ام،

و جادوی باد و خاک، می‌دوند رقصان ميان درختان عريان ...

 

3

ديگر هيچ چيز نمانده،

همه‌ی صحنه‌ها را دزديدی،

رنگ‌های ديوار را اسير کردی و لب‌خند‌ها را کشتی،

اشک‌ها را تنها گذاشتی و همه‌ی صحنه‌ها را دزديدی.

ديگر هيچ چيز نمانده،

به جز من که هم‌چنان گوشه‌ی ديوار کز کرده‌ام.

منتظرم تا بيايی و با چشمان‌ات دوباره وجودم را پاک کنی، صحنه‌ها را بدزدی ...

 

4

در قلب‌ام عکس دختری را می‌بينی که در هوای رعد و برق درختی را در آغوش‌اش گرفته است ...

 

5

زنده‌گی کسری‌ست که هرگز ساده نمی‌شود ...

* متولد فروردين 74، ساکن بلژيک

Ç