سال هفتم

21 تير 1388

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

گالری - بوفه

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

انسيه سياوش

ncsiavash

[@] gmail [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1388

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

نوزاد

دو داستانك

انسيه سياوش

 

1

مرد روی صندلی راحتی خودش را به جلو و عقب تکان می‌داد. دست راست‌اش را روی صندلی درست شکل ال قرار داده بود و دود سيگارش می‌پيچيد و در تاريک و روشن اتاق گم می‌شد.

نور چراغ سمت چپ صورت استخوانی مرد را روشن کرده بود. تکان می‌خورد و در هر حرکت دهان‌اش فرم ديگری را از حرف زدن می‌گرفت.

زن روی مبل نشسته بود، پاهايش را داخل شکم‌اش جمع کرده بود و لب‌های مرد را هم‌راه با ناپديد شدن دود سيگار در اتاق نگاه می‌کرد.

"تعلق داشتن، معنی قلبی و روحی می‌ده، تعلق به نفس کشيدن در هوای اتاقی که تو در آن نشستی ..."

زن دست‌هاش را محکم‌تر دور پاهايش جمع کرد و به روح‌اش فکر کرد. به هيچ کس تعلقی ندارد، دارد، ندارد؟

مرد دست‌هايش را در فضا حرکت می‌داد و خطوط صورت‌اش عميق‌تر می‌شد.

زن به مرد نگاه کرد و فکر کرد نوزادان از تکانک‌های گهواره چه حظی می‌برند و ما چه زجری! و به چشم‌های مرد خيره شد.

 

2

زن کنار گوش و روی پلک‌های صورت نوزادش را نوازش کرد. طفل سرعت مکيدن سينه‌ی مادرش را چند برابر کرد. مرد روزنامه‌ها را بيش‌تر روی زمين پخش کرد و به زن نگاه کرد. زن مشغول نوازش بود.

مرد کمی روی مبل جابه‌جا شد.

"ناهار حاضره؟"

زن نوزاد را بلند کرد و سرش را روی شانه گذاشت و به آرامی پشت‌اش را نوازش کرد. از داخل آينه‌ی روبه‌رويش مرد را ديد که روی روزنامه‌ها خم شده است. نوزاد آروغ بلندی زد و لب‌خندی روی لبان‌اش نشست. زن لب‌خند زد.

"ظرف‌ها را بچين تا ناهار را بکشم."

 

Ç