سال سوم، شماره سی مرداد 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

پزشك اسرائيلی در كرانه‌ی غربی

زنده‌گی‌ الاهی ... (2)

وب‌لاگ، پيش‌تاز عرصه‌ی عمومی

داستان پهلوانی (3) : سياوش

اين يك جوابيه است!

افسرده‌گی - سه

جای‌گاه حادس

مد عربی

تـله

سواحل خزر

خوش‌بختی

حرف

هم‌بازی

دوازده و نيم

هشت و نيم

يك بام و سه هوا

يك كلمه

تـلخ

Satyr

سرگيجه

دانه‌ی كال و دو شعر ديگر

دو شعر: برگ خسته و خورشيد

 

نوشته‌های پيشين الهام:

 موريانه

 پرديتا

 Dance macabre - دو

 F'inita la Comedia

 Dance macabre

 

 

Satyr

الهام طهماسبی

elham_tahmaseby [ @ ] yahoo.com

 

سرد

سرد

سرد می‌انديشم

حجم وسيع گرمايم را

زنده نگه داشته‌ام

در بطنی گرم

در خلوتی امن ...

 

می‌ليسد

و می‌گردد دنبال صاحبی

سگی که زيستن را در ليس زدن آموخته است

و تنها دو اشاره

حجم زنده‌گی‌اش را کفايت می‌کند

 

...

 

بس حقيرتان می‌شمارم!

برای حقير شماردن‌تان

از هيچ واژه‌ای فروگذار نه!

چرا که برای راندن مگسک مزاحمی

تنها اشاره‌ای

رد سماجت نمی‌کند ...

 

...

 

زمين‌گيريد

زمين‌گير زمين ناتوانی‌تان

تعفن دغدغه‌هايتان

حال‌ام را به هم می‌زند

تمام‌اش کنيد

آی ...

تمام‌اش کنيد

می‌خواهم نفس بکشم

می‌خواهم ريه‌هايم را به اندازه‌ی يک بالُن باد کنم ...

بعد با يک فوت

همه‌تان ناپديد شويد

شما با حقارت مزمن اين دقيقه‌ها

طناب دار عقربه را می‌گشايم

هوايتان نفس‌گير است

من

ايستاده‌ام

هم‌چون ستون تماشا

سلامت فرياد سينه‌ام را به آتش می‌کشد

جهنم را تب می‌کنم

دست‌هايتان فلزی

چشم‌هايتان شيشه‌ای

خودتان کوکی

فرقی نمی‌کند

اگر همه‌تان سر نداشتيد

باز هم يک تن‌ايد

يک تن ...

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.