سال سوم، شماره سی مرداد 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگي


 

 

 

پزشك اسرائيلی در كرانه‌ی غربی

زنده‌گی‌ الاهی ... (2)

وب‌لاگ، پيش‌تاز عرصه‌ی عمومی

داستان پهلوانی (3) : سياوش

اين يك جوابيه است!

افسرده‌گی - سه

جای‌گاه حادس

مد عربی

تـله

سواحل خزر

خوش‌بختی

حرف

هم‌بازی

دوازده و نيم

هشت و نيم

يك بام و سه هوا

يك كلمه

تـلخ

Satyr

سرگيجه

دانه‌ی كال و دو شعر ديگر

دو شعر: برگ خسته و خورشيد

 

 

پزشك اسرائيلی در كرانه‌ی غربی

ترجمه‌ای از نصرالله سررشته‌دار

sarreshtedaar [ @ ] gmail.com

 

منبع: فتو ژورنال پای‌گاه خبری بی‌بی‌سی

 

اشاره:

اين مطلب به پيش‌نهاد شهاب م. و هم‌زمان با تغيير و تحولات نوار غزه _ خروج اسرائيل از برخی مناطق اشغالی _ ترجمه شده است. حال چه‌قدر اين كار می‌تواند گويای توجه اين نشريه به رخ‌دادهای منطقه‌ای باشد، بحث ديگری‌ست. و طبيعتا خط و ربط محتوای اين گزارش نشان‌گر ديدگاه خبرگزاری بی‌بی‌سی‌ست.

 

در درگيری‌های خونين خاورميانه، اسرائيلی‌ها و فلسطينی‌ها هم‌چنان در پی يافتن راهی برای ارتباطات مستقيم و فردی هستند تا در مدارا با هم، به‌شان كمك كند.

استاد «زوی بنويچ» يك ايمنی‌شناس برجسته و مطرح در سطح بين‌المللی‌ست كه بانی اولين و بزرگ‌ترين درمان‌‌گاه ايدز در اسرائيل است. به عنوان جراح پشتی‌بان در نيروی هوايی، وی در جنگ‌های 1967 و 1973، همين طور در لبنان، فعالانه حضور داشته است. حالا بازنشسته شده و اوقات آخر هفته‌اش را در كرانه‌ی غربی غزه به هم‌راه «پزشكان حقوق بشر (PHR)» می‌گذراند.

 

خطری حس نمی‌كنم

من يكی از اسرائيلی‌هايی هستم كه به نظرشان بايد مناطق اشغالی سال 1967 را ترك كرد. دو سال پيش برنامه‌ای در باره‌ی PHR ديدم و فهميدم كه اين كاری‌ست كه می‌توانم مقابل درمانده‌گی در اين وضعيت انجام دهم.

من آدم مثبتی هستم. هيچ نگرانی‌ای در كرانه‌ی غربی غزه ندارم. هم‌سرم نگران است. و البته بی‌احتياطی هم نمی‌كنيم. ما با نيروهای امنيتی مناطق اشغالی هم‌اهنگ می‌كنيم و آن‌ها مراقب‌مان هستند.

 

غيرسياسی

خوش‌بختانه وجهه‌ی سازمان [PHR] در اسرائيل بشردوستانه _ و نه سياسی‌ _ است. ما به خوبی حمايت می‌شويم. حتا كسانی كه با هم از نظر سياسی اختلاف نظر داريم، كار ما را در مناطق اشغالی خوب می‌دانند.

 

مراقبت يك متخصص

از جمله فعاليت‌هامان در مناطق اشغالی، خدمات و مراقبت‌های تخصصی پزشكی‌ست كه در يك درمان‌‌گاه واقع در «تولكرم» ارائه می‌دهيم.

محمد، بيمار هفتاد و سه ساله، مبتلا به روماتيسم مفاصل است.

 

پاداش كار

وضعيت محمد سخت و ناجور نيست، اما باعث ناتوانی‌اش شده. من در تلاش‌ام تا بفهمم تحرك‌اش تا چه اندازه تحت تأثير بيماری قرار گرفته است.

در بين فلسطينی‌هايی كه باهاشان كار يا درمان‌شان كرده‌ام، هيچ گاه در نگاه و زبان‌شان دشمنی و خصومتی نديده‌ام. همان‌طور كه بيماران اسرائيلی‌ام از من قدردانی می‌كنند، آن‌ها سپاس‌گزار من‌اند. همين پاداش كار است.

 

بيماری بی‌درمان

«كريمه علوش» تنگی نفس دارد كه هيچ وقت به آن رسيده‌گی نشده و حالا تبديل به مشكل جدی‌ای شده است. او يك فرزند دارد _ عددی كه برای يك مادر فلسطينی غيرعادی‌ست. من مطمئن‌ام حال او به شدت ربط به موقعيت‌اش دارد.

 

دو فرزند از دست رفته

مورد «معطيه غادن» خيلی جدی‌ست. او دچار تنگی نفس هم هست. به پرونده‌اش كه نگاه می‌اندازم، كاملا مطمئن می‌شوم كه تنگی نفس‌اش به اتفاق‌هايی كه برای‌اش افتاده ربط دارد. اين وضعيت درست زمانی حاد شده كه او دو پسرش را در «انتفاضه» از دست داده است.

 

پوچی موقعيت

فقط كمی كه می‌بينم‌اش، می‌فهمم كه معطيه آدم بدی نيست، اتفاقا دوست‌داشتنی و مهربان است. يكی از پسرهاش از كسانی بوده كه در اسرائيل به‌شات تروريست می‌گوييم. عضو گروه «تنظيم» بوده و در عمليات كشته شده است. پسر ديگرش يك شهروند عادی بوده كه سربازان اسرائيلی تصادفا و بدون هيچ جرمی او را كشته‌اند.

شديدا درك‌اش می‌كنم. آن‌چه بر او رفته يك فاجعه‌ی غم‌انگيز انسانی‌ست. از دست دادن دو پسر چيز وحشت‌ناكی‌ست. قصه‌ی معطيه، فارغ از همه چيز، نشان‌دهنده‌ی پوچی موقعيت است.

 

شعف

هر وقت كه از كرانه‌ی غربی غزه بر می‌گردم، شعف زيادی به خاطر آن روز كاری‌ام دارم.

وقتی اسرائيلی‌ها در باره‌ی فلسطينی‌ها از من پرس‌و‌جو می‌كنند، به‌شان می‌گويم كه عين ما زنده‌گی می‌كنند، گرفتاری‌هايی مثل ما دارند، شبيه خودمان هم می‌خندند و گريه می‌كنند. آن‌ها كاملا مثل ما هستند، اما دردسرهای بيش‌تری دارند.

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.