|
فرياد، سه شعر
علیرضا حسينآبادی
alireza2004_h [
@ ] yahoo.co.uk
نگارندهی وبلاگ «حيرانیهای
يك روزنامهنگار»
1
ديگر
فرياد هم
چارهساز
نيست
گريه نه،
ستيغ کوهی
يا شيون
بامی
برای ديدن
افق
برای غربت
ناودان.
باران هم
عرقريزانِ فصل انجماد است
فقط مددی،
يارا!
فقط مددی
...
2
اين تاول
بغض است
بر گلو
در صدايی
که
شنيدناش نيست
3
... و
ناگاه
آسمان فرو
ريخت
در لحظهی
هجوم يک کلام،
در
شادترين
ترانهی
من
برای
بیقراریهای شبانه.
حالا
نمیداند
که اين
بازی شوخ
ديگر از
حوصلهی فرياد هم
گريخته است
é |