سال سوم، شماره بيست و چهار مهر 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

الفبای سفيد: هويت از دست رفته

آدم وقتی بميرد ...

يك قرن انقلاب، دو نويسنده‌ی زن فقط!

بشنو اين نی ...

ريشه‌ها، دانش خسروانی (2)

افسرده‌گی - شش

قصه‌ی مردی كه با بهار آمد

آن‌سوی تسليم

هم‌راه با نيكوس كازانتزاكيس

ما عشق را از بهشت به زمين آورده‌ايم

شادی و زنده‌گی

شما هم داريد مثل من نقش بازی می‌كنيد؟

پت بناتار

پسری كه مسيح را سياه نقاشی كرد

عريضه‌نويس خيابان جردن

نبش قبر

برای فروغ، همان دختری كه ...

بابا «مباشری»

او اين‌جاست

دنيای من

در خود فرو می‌روم

چهره‌ی آبی

انتشار

به علت ديوانه‌گی‌ام

ساده

تولدی ديگر

قصه‌ی قديمی

نان و نمك هستی و نيستی

در اين ديوانه‌گی

 

 

دنيای من

نرگس بابايی

narges_babai [ @ ] yahoo.com

نگارنده‌ی وب‌لاگ «تا شقايق هست»

 

شبی آرام، سرد، سوت و کور

شبی پرشور، گرم، پر سر و صدا

روزی بلند، انتظاری سخت، بی‌تابی

روزی کوتاه، بی‌دغدغه، آسايش مدام

آسمانی گرفته، تاريک، گريان

آسمانی صاف، بی‌ابر، مه‌تاب

دريايی مواج، سياه، وحشي

دريايی بی‌موج، آبي، رام

شقايقی خسته، تنها، تکيده

شقايقی پردرد، پرغم، بی‌شکيب

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.