|
كوچههای در-رو
كار مشترك
زهره انواری و
حسن كلاهی
واردش ميشوي، به نيمههاش نرسيدي هول ميكني كه بنبست
است. ميخواهي با همان سرعت بازگردي. فايده ندارد. بيخيال كند ميكني
و ادامه ميدهي. به تهاش كه ميرسي حيرت ميكني. راه دارد. باريكه
راهي در-رو است. به كجا؟ نميداني. مهم نيست كه نميداني. فقط در-روَش
خوب است. رد كه شدي، هيجان عبورت تمام نشده، بنبست بعدي ...
é |