سال سوم، شماره بيست دی 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

ترس و لرز: ترس از مرگ!

ابليس عاشق - بخش چهارم

بورخس و نوشته‌ی خداوند

اوج گرفتن ... به شكل طبيعی!

داوران مسابقه‌ی ادبي والس

كانون چتر

پينه‌دوز

غزل شبانه

نامردمان تلخ و آسمان ابری دل

باران گرم

اعلاميه‌ی جهانی حقيقت بشر

پنج تكه از مشرق تا مغرب

سردار مهربان! فاتحانه بر ديوار من نمی‌تازی؟

تنهايی فيض احمد فيض

 

پنج تكه از مشرق تا مغرب

محمود كوير

 

خُـتَنی

مشکٍ ختن به سینه تو داری،

بانویٍ نقره تن!

نسیم بوسه من‌ام.

 

 

غزل خانوم

سبزٍ شیراز است،

سروٍ ناز است،

یا تو می‌آیی،

غزل خانوم!

 

 

صلح

رقص گندم

ناز گیلاس

 

رنگ مردم

خنده‌ی یاس

 

آبی مخمل خواب و رؤیا

چون سبوی لبالب سپییده

بر لب بام گل‌پوش فردا

 

 

ویکتور خارا

بر سانتیاگو باران سوسن می‌بارد.

کسی با دستان بریده،

آهنگی گم‌شده می‌نوازد،

برای روسپیان گرسنه،

بر پله‌کان کلیسایی زرد.

کبوتری بر کاسه‌ی شکسته‌ی گیتاری

نور می‌نوشد.

 

 

دختر بودا

آهای نیروانا!

دختر بودا!

برای روسپیان بنارس آوازی بخوان

پیش از آن که پر پر شوی

در کوچه‌های گرسنه‌ی کلکته!

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.