|
كشتارگاه
محمود كوير
mahmoodkavir [ @ ] hotmail.com
درناها بر درياچهی شهريور پرپر میشوند
و چند
قطره خون
از
گوشهی لبان آسمان
بر
زمين میچکد.
بازار
عاشقان
آهاي!
هيهاي!
چند
قطره ياس زرد
کمی
آواز صنوبر
برای
زخمهای محمد!
يک
پياله خندهی بابونه
يک
شاخه اردیبهشت
برای
بال پروانه.
بازار
عاشقان کجاست؟
تلخخواني
تنها
تنبوری مست
زير
درخت گريه
غزلهای طاهره میخواند.
وقتی
تو را،
کنار
ميدان درد
تازيانه میزنند.
کيمونو
آهای
پروانه خانوم!
کيمونوی تنات را
از
بازار بهشت خريدهاي
يا از
شاعری که هايکو میسرود؟
رؤيا
رؤياهای ما سياه و سپيدند
هيچکس خواب رنگينی چون من نديده است
من
خواب ديدهام که بيدارم
و عشق
پادشاست
فردا
روزگاری من،
حق
خواهم داشت
تا
بنوشم: آبي
بپوشم: زرد
بخندم: سبز
و
کمانی رنگين
آرزو
داشته باشم
در
دل.
روسپي
چشماناش، به رنگ خدا
صدايش، بال بال ملائكه
تناش، باهار
به
باغ سينهاش، انار قندهار!
آنجا!
كنار
بازار تازيانهفروشان
پرپرش
كردند.
عطر
دهل
عطر
غريب دهل دارد آسمان.
بر
كدام خاكپشته،
مادران
كشتهگان خويش را شماره میكنند؟
é |