سال سوم، شماره دو اسفند 1383
دوهفتهنامهی فرهنگی
بازگشت به صفحهی اول
بايگانی و خاطرههای قديمیتر
وقت نقش رسيد
ابليس عاشق - بخش هفتم
رهايی يا رستگاری
... دست
همه چيز نسبيه!
شبي كه اژدها بودم
تثليث
عاشق بود، با اين همه!
قفل و پرنده
رفاقت
سيگاری برای نبودنات
فراسوي مردانهگی
زلزله
كشتارگاه
نوشتههای پيشين شادی:
بهقدر همين شعر
جيغ نارنجی!
نامردمان تلخ و آسمان ابری دل
روزنهی معصوم اعتماد
سوگوار تجربههای پريدهرنگ
شادی بيان
shadi.bayan [ @ ] gmail.com
عاشق بــــــود
تمام اتاق را پر کردهاند
روی ميز
روتختی و لباسها
در تار و پود فرش
لای همهی کتابها
...
کجاست مردي
که به هر تار گيسويم
هــــــــزار دل
عاشق بود؟
با اينهمه!
جوانه زديم
در خاکی
که هيچکس
شايستهی اعتماد نبود!
و قد کشيديم
در هوايی
شايستهی بخشش نيست
ما اعتماد کرديم ...
ما میبخشيم ...
é