سال سوم، شماره دو اسفند 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

وقت نقش رسيد

ابليس عاشق - بخش هفتم

رهايی يا رست‌گاری

... دست

همه چيز نسبيه!

شبي كه اژدها بودم

تثليث

عاشق بود، با اين همه!

قفل و پرنده

رفاقت

سيگاری برای نبودن‌ات

فراسوي مردانه‌گی

زلزله

كشتارگاه

 

وقت نقش رسيد

سيما حاجی‌زاده

sima [ @ ] hajizadeh.org

 

وقت‌اش که شد‌ فقط لازمه يه قلم برداری، يه کاغذ يا هر چيزی که بشه روش چيزی کشيد، چند تا قوطی رنگ و از همه مهم‌تر يه ليوان آب. اصلا نيازی هم به فکر کردن نيست که چی بکشي! نيازی نيست که نقاشی‌ت قانون خط و خطوط و ترکيب‌بندی رنگ رو رعايت کنه. فقط يه قانون هست برای تو، وقتی برای خودت می‌کشی، وقتی تصميم گرفتی که بکشی، تو بايد رنگ رو بريزی رو کاغذ. نبايد کاغذت رو نااميد کني. اون کاغذ سفيد بايد رنگی بشه. نبايد هميشه سفيدِ سفيد بمونه و گذشت زمان اون رو زرد کنه. نمی‌شه که وقتی می‌خوای قلم رو سُُر بدی رو کاغذت، پشيمون بشی چون نمی‌دونی چی بکشي. حتا اگه تلفن زنگ زد، می‌تونی به‌اش بگی که کاغذت خيلی وقته که منتظره!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بايد قلم رو بزنی تو رنگ‌هايی که هيچ وقت دوست‌شون نداشتی، مثل قرمز و سبز و زرد، بايد ببينی رو کاغذ چه می‌کنن!

اختيار رو بده به قلم ِ تو دست‌ات. خودش خوب می‌دونه چی کار کنه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ببين‌‌‌اش! از يه سر کاغذ می‌ره يه سر ديگه، سُر می‌خوره می‌آد پايين، بدو بدو، يواش يواش، عقب و جلو، بعد می‌پيچه ... . يه‌هو بازی‌ش ‌می‌گيره، قايم می‌شه تا رنگ‌های بنفش و زرد نتونن پيداش کنن! می‌ريزه يه جای دور.

اگه گلوت خشکه، می‌تونی از اون ليوان يه کمی آب بخوری (فقط يه کمي)، قبل از اين که قلم‌ رنگی رو بزنی توش، چون بقيه‌ش رو لازم داري. بايد قلم‌ات رو بشوری و تميز کنی و بزنی تو يه رنگ ديگه.

نوک انگشت‌هات رنگی می‌شه، اون هم زرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دست می‌کشی به صورت‌ات. صورت‌ات داغه و دست‌ات سرد. نه، دست‌ات داغه و صورت‌ات سرد!

صورت‌ات رنگی می‌شه، اون هم زرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.