سال سوم، شماره دو اسفند 1383
دوهفتهنامهی فرهنگی
بازگشت به صفحهی اول
بايگانی و خاطرههای قديمیتر
وقت نقش رسيد
ابليس عاشق - بخش هفتم
رهايی يا رستگاری
... دست
همه چيز نسبيه!
شبي كه اژدها بودم
تثليث
عاشق بود، با اين همه!
قفل و پرنده
رفاقت
سيگاری برای نبودنات
فراسوي مردانهگی
زلزله
كشتارگاه
سرودههای پيشين ترانه:
افتادن اتفاق
يك شعر بارانی
انتظار من و تو
بیلحظهای سكوت
يك نبض وارونه
ترانه جوانبخت
tjavanbakht [ @] yahoo.ca
روی سينه
قفل را با دستام
پرندهای از سکوت
نميدانيد کدام يک؟
کلمه
خطوط با سايهروشن شعر
رسم اين نيست
که بيثمر
فرضها به خط پايان نزديکتر شوند
قفل
نه باز شده
نه بسته!
پرنده
نه مانــــده
نه رفته!
پرنده خودش قفلی بود
که نميدانيد شما را
زد به سايهروشن شعر!
é