سال سوم، شماره شانزده اسفند 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

ابليس عاشق - بخش هشتم

باغ و بهشت ايرانی - بخش اول

خلاقيت، خوبی، زنده‌گی

سكوت

زنبورهای وحشی

چالوس

تنهايی‌ام را

با ليليا شبی

به ياد م. اميد دوست‌داشتنی!

زندان

بانو

آن سوی ندانستن نسبت با ...

و باز هم نفس عميق

سياه سياه

 

 

چالوس

بيژن باران

alborzray [ @ ] yahoo.com

 

گربه‌ی مه در کش و قوس، آهسته رَوَد، تمام‌خواه.

از دره بالا آيد، خزد به سينه‌کش کوه، خموش

در پي، سفيد تور ژنده‌ی پنبه‌ای کشانده شود

به شانه و سر، با ليس بر تنه و ديواره‌ی سنگ ليز

تسطيح تاريک برجسته‌گی و قعر، تبسم سکوت صبح

شيری هراس، حجم حائل هراز

تعليق اشباح پنهان گم‌شده‌ی گذشته‌ها

آويز، هيولای صخره و درخت! گم، پس و پيش جاده‌ی ناپيدا و پيچ رود

روح خزان ساکت، خرمن خاکستری به خيسی خاک

خرامان خلد خيال خام، خرم به بخار و بخور

خورشيد، خسته، خراب، خاموش و نيمه خواب!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.