سال سوم، شماره شانزده اسفند 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگي


 

 

 

ابليس عاشق - بخش هشتم

باغ و بهشت ايرانی - بخش اول

خلاقيت، خوبی، زنده‌گی

سكوت

زنبورهای وحشی

چالوس

تنهايی‌ام را

با ليليا شبی

به ياد م. اميد دوست‌داشتنی!

زندان

بانو

آن سوی ندانستن نسبت با ...

و باز هم نفس عميق

سياه سياه

 

 

 نوشته‌ی ديگر شهاب در همين شماره:

 آن سوی ندانستن نسبت با نزديک‌ترين ستاره در آسمان!

 

 

خلاقيت، خوبی، زنده‌گی

شهاب مباشری

shahab [ @ ] forough.net

 

به تازه‌گی _ انتهای بهمن 1383 _ مجله‌ی فنی دنيای كامپيوتر و ارتباطات ويژه‌نامه‌ای منتشر كرده است در باره‌ی شركت گوگل و خدماتی كه ارائه می‌كند.

در تهيه‌ی اين مجموعه كه حال و هوايی متفاوت با صفحات هميشه‌گی نشريه دارد، تنی چند از بر و بچه‌های مجله‌ی فروغ و دوستان‌شان هم مشاركت داشته‌اند.

نوشته‌ی اين صفحه در واقع نسخه‌ی كامل سرآغازی‌ست كه برای اين مجموعه نوشته شده است.

در يكی ديگر از نوشته‌های اساسی اين مجموعه به نام «مردان گوگل»، مصطفا حاجی‌زاده گفت‌وگوی بلندی را كه ديويد شف، از دبيران مجله‌ی پلی‌بوی، با بنيان‌گذاران گوگل انجام داده به طور كامل به فارسی برگردانده است. لازم به اشاره است كه گفت‌وگوهای اين نشريه بر خلاف محتوای خاص آن مجله، در سبك و سياقی آماده می‌شوند كه بر حرفه و شيوه‌ی زنده‌گی تأكيد دارند و سال‌هاست كه اين مجله به روالی مشخص گفت‌وگوهايی خواندنی و معيار با افراد سرشناس حوزه‌های مختلف سياست، فن، ادبيات و هنر انجام داده و منتشر كرده است.

 

سرآغاز: سرچشمه‌ي كار و برنامه‌ي شركت گوگل را بايد در آشنايي و رفاقت بنيان‌گذاران‌اش جست: دو دانش‌جوي تحصيلات تكميلي در دانش‌گاه استنفورد _ جايي كه استعدادهاي فني و علمي زيادي را پرورده و به طور خاص، تحويل صنعت و تكنولوژي كامپيوتر و ارتباطات داده است. اين دو، لري پيج و سرگي برين، انديشه‌هاي پژوهشي خود را به مرحله‌ي عمل رساندند و حاصل آن شد شركت گوگل. شركتي كه از همان آغاز خواست تا بزرگ باشد. و اين بزرگي با اتكا به شور آن دو و همين‌طور منابع مالي پشتي‌بان و مديريت باتجربه‌ نشانه‌هاي اميدبخشي را پديدار ساخت. بنيان‌گذاران جوان، مديران آب‌ديده و سرمايه‌داران زخم‌خورده از بحران‌هاي تهديدكننده‌ي صنعت ارتباطات و اطلاعات، چشم‌انداز بلندمدت اين عرصه را روشن ديدند و آستين همت بالا زدند و اين طور بود كه نقطه‌ي شروع گوگل بر صفحه‌ي كسب و كار و زنده‌گي اين زمانه گذاشته شد. گوگل تا حالا در يك فاصله‌ي زماني هفت ساله به طور حيرت‌انگيزي رشد و ترقي كرده است. طي اين مسير چه‌گونه ميسر و ممكن شده است؟

 

مسير: چه بسيار آغازهای درخشاني كه به هزار و يك دليل در ادامه‌ي راه به حضوري متوسط و معمولي انجاميده‌اند و گاه به شكست و نابودي و افتضاح! نقطه‌ي آغازين گوگل هم _ چندان كه گفته شد _ بسيار خوب بود، و اينك هم هم‌چنان طراوت از سر و روي آن مي‌بارد. سير موفقيت‌آميز گوگل در اين چند ساله سبب شده تا آوازه و نشان گوگل چنان طرف‌دار يابد كه هميشه يكي از برترين‌ها باشد.* گوگل اين خردسالي شادكامانه را چه‌طور پشت سر نهاده؟ آن‌چه در سطرهاي زير مي‌نويسم، به قصد پرداختن به اين پرسش است.

اول خلاقيت! گوگل در همه‌ي حوزه‌هاي عملياتي مرتبط، از ريزترين تا كلان‌ترين، رفتار خلاقانه‌اي داشته است. كار گوگل با ابداع يك روي‌كرد جديد و منطقي تازه براي جست‌وجو در اينترنت شروع شد. اين نوآوري‌ها و بداعت در عرصه‌هاي مختلفي نظر بسياري از كاربران اينترنت را مجذوب كرده است. بگذاريد چند مثال بزنم: روي‌كرد متفاوت در تبليغات و آگهي‌هاي اينترنتي كه به صورت متني همه جا را گرفته‌اند، اما حضورشان چشم را نمي‌آزارد، دخالت دادن فنون جست‌وجوگري براي سامان‌دهي نامه‌ها در صندوق پست الكترونيكي، كاركردهاي متنوع خدمات جست‌وجوي گول با فروگل و امكانات ويدئو _ كه يكي از تازه‌ترين خدمات گوگل است، پيش‌نهاد جست‌وجو و ...، پل زدن بين عرصه‌ي داد و ستد با دنياي فردي وب‌لاگ‌نويسان با در بر گرفتن بلاگر، پيكاسا و ... براي تأثير بر مديريت انتشار محتوا.

گوگل هر انديشه‌ي نو را با پرداختي خوب در معرض استفاده‌ي جمعيت گسترده‌اي از كاربران اينترنت مي‌نهد كه شيفته‌ي برنامه‌ها و امكانات‌اش شده‌اند. اين كاربران با مجال نقش‌آفريني در تكامل كيفي اين خدمات با نظر و پيش‌نهادي كه مي‌دهند، در روند خلاقيت سهيم مي‌گردند. خوب است باز به مثال توسعه و پيشرفت جي‌ميل توجه كنيم كه گاه روزبه‌روز و ساعت به ساعت اين تغييرها را مي‌توان رد گرفت. رمز بداعت و نوآوري هم جز در اين شيوه‌ي حضور و عرضه‌ي خدمات نيست.

دوم خوبي! عمل‌كرد بر و بچه‌هاي گرداننده‌ي گوگل فقط مبتني بر مناسبات حساب‌گرانه‌ي دنياي كسب و كار يا دو دو تا چهار تاي بي برو برگرد عرصه‌ي فن و تكنولوژي نيست. مديران گوگل _ همان بر و بچه‌ها _  كه جمع‌شان تلفيقي‌ست از شور جواني و شعور تجربه، در واقع نظامي را بر پا داشته‌اند كه يك الگوي فرهنگي را نيز تداعي مي‌كند. فرهنگ «بد نبودن»** و در يك مرحله پيش‌تر، «خوب بودن»!

حساسيت بر مواجهه و هم‌نشيني اين دو منظر باعث شده تا در همه جا از گوگل جلوه‌ي پسنديده‌اي ديده شود. واسط‌هاي كاربري صميمي صفحات جست‌وجوي گوگل را ببينيد و باز ساده‌گي و عدم مزاحمت فضاي آگهي‌هاي تبليغاتي‌اش را ياد آوريد، همين‌طور محيط كار نرم‌افزارهايي مثل دسك‌تاپ، دسك‌بار و صندوق پستي جي‌ميل و ارتقاي كيفي و بي‌سابقه‌ي خدمات بلاگر را.

سوم زنده‌گي! كار گوگل و گسترش خدمات‌اش چنان است كه اندك اندك همه‌ي شؤون زنده‌گي مجازي كساني را كه با اينترنت سر و كار زيادي دارند، متأثر مي‌كند. تنوع و گسترده‌گي خدمات گوگل ديگر منحصر به جست‌وجوگري در پايگاه‌هاي اينترنتي نيست. نرم‌افزارها و ابزارهاي مختلف‌اش هر كدام به كاري مي‌آيند كه به حساب مشت نمونه‌ي خروار در خطوط بالا ازشان نام برده‌ام.

از ديگر سوي، اين تأثير بر ابعاد مجازيِ زنده‌گي من و شما همه‌ي ماجرا نيست. روي‌كرد گوگل به كار و صنعت، در واقع داستان تازه‌اي‌ست از سبك زنده‌گي در همين دنياي واقعي. آرامش محيط كار، راختي و فراغت و صميميت در جلوه‌ي بيروني و واقعي محصولات گوگل، آگاهانه صراحت دارند كه گونه‌ي ديگري از كار و زنده‌گي را مي‌توان تجربه كرد. باز هم چند مثال: دفاتر كار مشترك، تزيينات و فضاي آسايش‌بخش محيط و محوطه‌ي گوگل، رنگ‌آميزي همه چيز از در و ديوار گرفته تا بسته‌بندي و بدنه‌ي سرويس‌دهنده‌هاي سخت‌افزاري- نرم‌افزاري جست‌وجوش و حتا نشان رنگين و طرح‌هاي يادگاري در مناسبت‌هاي مختلف.

چند كلمه‌ام كم‌كم شد چند سطر و چند بند! به هر حال، از سه مفهوم كمابيش نوشتم: خلاقيت، خوبي‌و زنده‌گي. هر چند خواستم جداگانه به هر يك بپردازم، اما حقيقت، در هم تنيده بودنِ اين معاني و مفاهيم است. اگر شادابي امروز گوگل راز و رمزي داشته باشد، در به‌هم پيوسته‌گي همين سه مفهوم است.

 

* منظور همان Brand و ارزش و اعتبار آن است.

** با اشاره به شعار شركت گوگل: Don’t be evil .

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.