سال سوم، شماره سی اسفند 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

ده‌سين

تولدی ديگر

نوروز من، آخرين يار

وقتی «ماهی‌سياه»های كوچولو ...

رنگ رؤيا

كو بهار؟

پيوند

بهاريه

سه نقطه

زنگ تعطيل

ترميم دل

نوروزان

هست و نيست، كم و زيادِ فروغ

نشريه‌ی جدی، نشريه‌ی محفلی، و انگيزه‌های نوشتن

وقتی در آخرين دم سقوط می‌كنی

اگر نمی‌نوشتم، حتما الكلی می‌شدم

بروز خود در وب‌لاگ

باغ و بهشت ايرانی - بخش دوم

از سخن تو

C'est la vie

شكفتن

هجرت

بازگشت

درخت غريب

همانا ما از خداييم!

تاريخ «کامل» اينترنت - بخش اول

مرد اول – بخش اول

 

 

 باز هم از محمود در همين شماره:

 نوروزان

 

 

نوروزان

محمود كوير

mahmoodkavir [ @ ] hotmail.com

 

زنده‌گی گاهی بهاری می‌کند

چون تپش‌های دلی شيدا و مست

بی‌قراری می‌کند.

گاه می‌جوشد ز سبز برگ‌ها آواز باد

می‌خروشد گاه،

بر فراز کوه‌ساری مست و شاد.

آدمی چون رود جاری می‌شود

گل گل جان‌اش بهاری می‌شود.

آدمی شادی‌کنان چون آب‌شار

قطره‌ی جان‌اش فشاند بر بهار.

سنگ در آغوش انسان،

مست، بازی می‌کند

آدمی با سنگ و گل

خوش عشق‌بازی می‌کند.

دست‌های آدمی

چون شاخه‌های کاج باغ

لانه می‌ بندد برای جوجه‌های يک کلاغ.

بره آهو می‌دود در خنده‌زار جلگه‌ها

هوبره می‌نوشد از گل‌قطره‌های چشمه‌ها.

دارکوبی نغمه‌های زنده‌گی را می‌زند مستانه بر طبل درخت.

شاه جنگل، جغد،

می‌نشيند بر فراز کنده‌ای بر روی تخت.

نرگسی عاشق شده بر زلف چوپانی جوان

سيب سرخ عشق می‌چرخد ميان آسمان.

زنده‌گی آن‌گه بهاران می‌شود

آدمی رقصان، چو نور

آدمی خندان، چو رنگ

شاد شادان

شاد شادان

شاد شادان می‌شود

قطره‌اي،

از قطره‌های مست باران می‌شود.

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.