سال سوم، شماره سی اسفند 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگي


 

 

 

ده‌سين

تولدی ديگر

نوروز من، آخرين يار

وقتی «ماهی‌سياه»های كوچولو ...

رنگ رؤيا

كو بهار؟

پيوند

بهاريه

سه نقطه

زنگ تعطيل

ترميم دل

نوروزان

هست و نيست، كم و زيادِ فروغ

نشريه‌ی جدی، نشريه‌ی محفلی، و انگيزه‌های نوشتن

وقتی در آخرين دم سقوط می‌كنی

اگر نمی‌نوشتم، حتما الكلی می‌شدم

بروز خود در وب‌لاگ

باغ و بهشت ايرانی - بخش دوم

از سخن تو

C'est la vie

شكفتن

هجرت

بازگشت

درخت غريب

همانا ما از خداييم!

تاريخ «کامل» اينترنت - بخش اول

مرد اول – بخش اول

 

 نوشته‌ی قبلی مجتبا:

 زندان

 

 

هجرت

مجتبا فلاح

m.flp13 [ @ ] gmail.com

 

بهشت شايد

نوازش نهری‌ست زلال

كه در خنكای صبح

غبار شب

از كالبد جاده می‌شويد

جاده اما

طريقی‌ست برای هجرت

و هجرت

پلی از خود

تا من

و من

مهاجر شب‌زده‌ی كابوس خويشتن‌ام

و آن‌گاه كه پای در ركاب شب نهادم

هجرتی دو باره

به زلالی نهر

به روشنی خورشيد

و به طهارت جاده

مرا می‌خواند

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.