سال سوم، شماره سی اسفند 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

ده‌سين

تولدی ديگر

نوروز من، آخرين يار

وقتی «ماهی‌سياه»های كوچولو ...

رنگ رؤيا

كو بهار؟

پيوند

بهاريه

سه نقطه

زنگ تعطيل

ترميم دل

نوروزان

هست و نيست، كم و زيادِ فروغ

نشريه‌ی جدی، نشريه‌ی محفلی، و انگيزه‌های نوشتن

وقتی در آخرين دم سقوط می‌كنی

اگر نمی‌نوشتم، حتما الكلی می‌شدم

بروز خود در وب‌لاگ

باغ و بهشت ايرانی - بخش دوم

از سخن تو

C'est la vie

شكفتن

هجرت

بازگشت

درخت غريب

همانا ما از خداييم!

تاريخ «کامل» اينترنت - بخش اول

مرد اول – بخش اول

 

 نوشته‌ی قبلی شاه‌رخ:

 بانو

 زلزله

 سال‌های عاشق

 

بهاريه

شاه‌رخ ستوده فومنی

setudeh [ @ ] engineer.com

 

نوروز از امضای تو می‌گذرد

تنها همین!

 

- اما کارت‌های بی‌نشانی؟

تمام تبریکات در راه می‌میرند.

 

هوای من از هوای تو خالی نیست

می‌دانم که می‌دانی،

اما

خواستم تمرینی کرده باشم

از فصل‌های جسور.

 

راستی،

وقتی که سال تحویل می‌شود

باید سری به درگاه خانه زد

_ آن‌جا که نوروز تو را با خود برد _

و گل‌دان‌ها

تا آمدن‌ات

از میزبانی سنبل‌ها

خالی ماندند

.

.

.

و شب‌ها که

شب از همیشه کوتاه نمی‌آید

و می‌دانم

تا حوالی بهار راهی نیست.

 

این بهاریه نیست!

از نو بخوانید:

من دوست دارم بمیرم!

 

نوروز از امضای تو می‌گذرد

تنها همین!

...

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.