|
بهار
بيژن باران
alborzray [ @
] yahoo.com
نگارندهی وبلاگ «پيك
پارسی»
1
بهار وفای فراگير
ذهن زيبای زمين است.
بهار سرود ملی عشق است:
نجوای میخواهمات اکنون،
فرياد دوستات دارم از امروز تا هميشه،
پيمان با تو باشم از اين دقيقه تا انتهای خط.
برای زوج مماس بارآوری مهر آنی در ميوهی فردا -
در آتشکدهی مهربانی امروز تا شيرينی رسيدهگی فراواني.
بهار شکستن حصار تخم، جيکجيک جوجهها،
شير گرم پستان نمور گربه در دهان نو- بچهها.
عريان زبانِ گويای عشق:
نقاشی قوس قزح بر بیقراری پوست فلات،
خالکوبی انحنای هوسانگيز خاک،
ترکيدن توپ تپه در شتاب شنگرفی شقايق،
سرآمدن انتظار زمين در عرضهی زيبايی و دوستی،
شاخههای مشتعل رايحه در دامن طبيعت،
پرواز آزاد پروانه بدون رواديد زنبور گزنده،
بوسهی خيس قطرهی باران در لزج کلاله است.
آغوش باز برای گرم دم، ايثار بیدريغ داغ است.
آرايش آزاد است: رنگآميزی چهره و ناخن با گلبرگهای اختر و
کوکب.
پرستش زيبايی شعلههای گذران،
رقص التهاب نر در پذيرش چشم اشتياق ماده
در مراسم سرمدی نزديکی و نکاح
در مهراب باز طبيعت است.
گريزان از خفا، بهار عيان است.
2
بهار است.
جولان جوانی و لذت زيبايیست.
ببين باغ چه دست و دلباز آذين بسته،
شمع ِ شکوفه به شاخه روشن کرده،
فرش ِ ملون با حنای رنگ بر ناخن چمن گشوده،
روشنی و رايحه چلچله را به دوار کشانده، به کشيدن نوار پرواز
سرمستی.
دولت بيدار طبيعت، صحت صميميت، علامت سلامت زمين،
جشن فرخندهی فراگير زندهگی،
پاسخ به اجداد، آتش بازی اسلاف ماست.
بهار ما سه گاهان است:
پريدن از آتش چهارشنبه سوری سرور محله، حلقه بهدور هفت سين
نوروز کانون خانواده، جشن موسيقی و اشربهی سيزده بهدر عمومی.
سيب زيبايی، سنجد مهر، سمنوی شيرين شادی، سبزهی تکثير جوانی،
سير تندرستی، سماق شرابی فر پيروزی، سرکهی پاکی.
بهار بازخوانی غزل هفتصد سالهی حافظ است
در غنچهی لبهای دختر ولنجکی-
که درويش آوارهی کويش را مدهوش کرد!
منجر به ورود امداد اوليه بر اندام افقی او شد.
شادی در رباط کريم، ستايش عشق در شميران و لاهيجان است.
بهار نزديکیست،
گرتهی نخالهی نخل به کلالهی لزج خوشه در حريم سبز درخت
نسيم ناقل عشق و آزادی
بهار بوسهی جفت جوان به زير سايهی انجير پير
گل سرخ هديهی مرد به زن برای تصاحب حلقهی تکلم و انس
نبود تاريکی، خاکستری، قهوهای و مشكی
وفور سرخ، سبز، زرد، آبی، رنگهای روشن دلخواه!
بهار رهايیست،
آزادی گزينش، جنب و جوش، رنگ و رايحه، فرياد پرواز
بهار: شکست سکوت،
نوار نوای شور پرستو در هفت شهر:
شراب شفق بر لب افق، نارنجی تند فلق برای عريانی نزديکی شکر
شب
در خماری شهد انگور ياقوتی
شيرينی
لعل لبان، شير گرم دندان، شکوفهی شببو
نطفهی سرخ شربت انار خنک شهريور سقاخانهی بازار تجريش.
ادامهی
اين شعر بلند را كه ده بند از آن باقیست، در
اينجا بخوانيد.
é |