|
رفتن و يكی شدن
مجتبا فلاح
m.flp13
[ @ ] gmail.com
كاش
میرفتيم
كاش برويم
حتا
خورشيدِ امروز هم
میرود به دياری
كه برنمیتابد مرا.
غروب اما،
پر است از
ثانيههای قديمی
از عطر
نفسهايی كه میتپد بی ما
در سينهی خاطرههايمان.
هميشه
رفتيم
هميشه
میرويم
و گوی
سربی خاطره
حلقه زده
است بر اختيار پاهايمان.
چه خوب كه
خطوط معوج گامهايمان
يكی شوند در سراشيبی سرنوشتهايمان!
é |