|
تآتر شهر
فرزانه فراهانی
f_farahani [ @ ]
parsimail.com
نگارندهی وبلاگ «كتيبه»
زير سقف طرحدار بزرگ
روی سکوی سيمانی نُه گوشهی سرد
تنهايیام آنقدر حجيم است
که ديده
میشوم
_ چهار تابلوی رنگارنگ
به «چهار سو»ی «سايه»ام خيره شدهاند _
"شما خانمی با مانتوی آبی نديديد؟"
چرا، ديدم، طبقهی بيست و سوم، ساعت هفت!
«عروسی خون» برپاست
چه دردناک خواهد بود!
«سانتاکروز»
زرد و سرد مثل «هما»
«دايرهی گچی قفقازی»
سبز لجنی و برتولت برشت
شصت دقيقه «نقل زنان سنگی»،
همراه «چشماندازی از پل» که سه هزار تومان خرج بر میدارد!
و کارگاه نمايش،
«روی پای
بسته شده به دم اسبی که از پا نمیافتد»!
پسران مو بلند و دختران تيپ هنري
و من!
که پولهايم را جمع خواهم کرد
تمام اين ماه
پولهايم را
جمع
خواهم
کرد ...
é |