|
از شاعر، نازدانه تا ... گناه - شش شعر كوتاه
محمود كوير
mahmoodkavir [ @ ] hotmail.com
شاعر
دفترم
را میتکانم
و
گندم کلمات را
برای
پرندهگان ولايت میريزم.
نازدانه
نازدانه جانام!
بهار
نارنج از شيراز آوردهاند،
يا تو
دکمه میگشايی!
خانقاه آبی
جلبک
خانوم
تو
میچرخی در سبزای دريا
يا
رقص عارفان است
در
خانقاه قونيه!
چشمانات
اولين
روز پاييز است چشمانات
و عطر
دفتر کاهی دارد.
من و تو
تو
آواز مبارک برنج،
من آه
زرد نارنج.
تو
بادبادک کودکان اشک،
من
ردای سبز روسپيان.
بيا
تا بباريم.
گناه
آهوی
برهنه ی بارانی!
از
آفتاب، پيراهنی برایات بافتهام ...
عطر گناه از نافهی تو بر میخيزد.
é |