سال سوم، شماره يازده اردی بهشت 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگي


 

 

 

پاره‌ها: پاره‌ی دوم

زنده‌گی و افکار نيچه و ...

وب‌لاگ، وب‌لاگِ ايرانی

بگذاريد اژدها بيدار شود

اژدها بيدار می‌شود

گل يخ را دوست دارم!

خال قهوه‌ای روی بازوی ...

رازهای يك مجنون

پرچم

برهان قاطع

تو

گيلان

دلقك

تآتر شهر

كرشمه واژه

از شاعر، نازدانه تا ... گناه

رفته‌ای باز كه مدتی نباشی!

 

تو

رضا رشيدپور

reza_rashidpour [ @ ] foroogh.de

 

حصار کشيده به دور خويشی بودم غريب
خلوت گزيده مردی استوار، محکم
ريشه در خاکی به وسعت هر چه غربت

تو آمدی

کهنه سازی داشتم کوک
زير اندازی سبز، استکانی چاي
دنيايی به شکوه قاب خالی اين پنجره
نارضايی بودم رضا

تو نشستی

نفس بريده دل‌داده‌ای شدم ملول
قفس شکسته پرنده‌ای همه‌ی جان‌ام صدا
تب کرده عاشقی هراسان

تو رفتی

خشکيده برگ لاجونی شدم به دست باد سپرده
در گيج‌ترين هياهوی زنده‌گی
تنها مانده غريبی خسته، شکسته
در ازدحام اين همه آدم
در ماتم مکرر اين کوچه، اين پنجره، اين ديوار

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.