|
تخدير
ايليا ديانوش
ilia_dianoush [
@ ] yahoo.com
سادهلوحانه به سانحه خنديدی
و
سرخوشانه برگ را در سراشيب مرگ
قاصدكی بازیگوش ديدی
كه در
هوا میرقصد و
بر
زمين میخسبد
گفتی
كه خستهای
و دل
خوش كردی
به
تخدير يأس و يلهگی
گفتی
كه خستهای
و دل
خام كردی
به
تسكين مردهسان زيستن
در
اين وخامتِ بَندابند
كجاش
خود را خلاص میبينی؟
در
اين سقوط سهمگين
چهگونه نشئهی پروازی؟
é |