سال سوم، شماره بيست و پنج اردی بهشت 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگي


 

 

 

وقتی كه يادم رفت ...

حجم

دختران رود گل‌آلود

عطر ديار دور

تخدير

شهر كتاب

سياه‌چاله

باغ

اتوبوس بهانه بود

پاره‌ها: پاره‌ی سوم

انديشه‌ی دينی، شناخت مليت، ...

تأثير نيچه بر اگزيستانسياليسم

نگاهی به ريشه‌ها ...

عرصه‌ی عمومی وب‌لاگ

زمانه‌ی بلوغ وب‌لاگ‌‌ستان

پاک‌نويس الکترونيکی ميراث کهن اسلامی

وقتی دانش‌گاه نمی‌رم و ...

نوشته‌های اتوبوسی

حالا خودم حرف می‌زنم

بيانيه‌ی هيأت داوران ...

 

اتوبوس بهانه بود

سيدمحسن موسوی

ariya2008_ir [ @ ] yahoo.com

 

اتوبوس بهانه بود

و پاهای گره خورده‌ام

از ميان صندلی‌ها کودکی‌اش را 

به تو هديه می‌کرد

کودکی‌ام را

آن‌قدر دست‌ام انداختی

که ديگر برای گرفتن‌اش

احساس از گناه رفته بود و

نبود نگاه تو

دو سال جيغ کشيدی

به جاده‌ی خيسی که

احتمال پرت شدن‌ات را از چشمان‌ام می‌داد

اين روزها

روی دست‌اندازهايی که دل می‌برند

اتوبوس هم يعنی هيچ

اگر تو نيايی و

دستی به شيشه‌های نفس‌بريده

نكشی!

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.