سال سوم، شماره هشت خرداد 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگي


 

 

 

پاره‌ها: پاره‌ی چهارم

انديشه و شناخت - نياز به دين

نيچه و نيهيليسم پسامدرن

دانش يزدانی: اساتير

رقص خُل‌واره‌گی

يک آدم معمولی و ...

چاهی به نام وب‌لاگ؟

آدم دل‌اش بايد مهندس باشه!

رد

سحر

زنده‌گی تدريجی

يك غزل: قيامت است ...

وقتی به يادم می‌مانی

Dance macabre

فرشته

عاشقانه

چهار پاره‌ی شاعرانه

كابوسی ...

كفش

 

وقتی به يادم می‌مانی

ستار شكری

sattar.shokri [ @ ] gmail.com

 

وقتی چشم گشودم، خاطرم هست

غروبی مات از عطر شفاف شب‌بوها

و بی‌فكری تو در دايره‌ی بنفشه‌ها و ژاله.

وقتی باد خاطره‌ای در آزاده‌گی پيراهن‌ات می‌نواخت

غوك‌های فواره‌پرست:

سجده بر آفتاب‌گردان و چمن ...

پای‌كوبی جيرجيرك‌ها

            عشق فانوسی تنها:

                        "شايد دريا ..."

جامی بلورين، شيدگون ...

 

با ياد سال های آكاردئون

چشم خواهم بست و به اميد شب نمی‌شكنم:

                                    وقتی به يادم می‌مانی.

 

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.