سال سوم، شماره هشت خرداد 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگي


 

 

 

پاره‌ها: پاره‌ی چهارم

انديشه و شناخت - نياز به دين

نيچه و نيهيليسم پسامدرن

دانش يزدانی: اساتير

رقص خُل‌واره‌گی

يک آدم معمولی و ...

چاهی به نام وب‌لاگ؟

آدم دل‌اش بايد مهندس باشه!

رد

سحر

زنده‌گی تدريجی

يك غزل: قيامت است ...

وقتی به يادم می‌مانی

Dance macabre

فرشته

عاشقانه

چهار پاره‌ی شاعرانه

كابوسی ...

كفش

 

 ديگر نوشته‌های سيدمحسن:

 اتوبوس بهانه بود

 

 

كفش

سيدمحسن موسوی

ariya2008_ir [ @ ] yahoo.com

 

کفش‌های ول‌گرد
خيابان را پشت پا انداختند
هنوز اتفاق بند آخر نيفتاده بود
که چشمان مرا پاهای تو دويدن گرفت

به بهانه‌های پيچ و تاب خورده‌ی رفتن‌ات
با همان دستان بی‌نفس‌ام صدايت می‌کنم
...

و دو باره
نت‌های سنگين خيابان
پای دار می‌ميرم زير باران
در گردش چترهايی که ايستاده‌اند
به انتظار روز ميهمانی
تا روی اندام‌ام سياه بپوشانند،

سياه.

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.