|
يك غزل: قيامت است ...
حميد
سهرابی
h_panjere
[ @ ] yahoo.com
نگارندهی
وبلاگ «آخرين
پنجره»
با چشمهای وا شده از بوی
خاك تو
در جستوجوی كوچهی غربت
پلاك تو
در محتوای خويش مرا غرق
كردهاند
يك تكه چپيه قمقمهی چاك چاك
تو
"حاجی قيامت است ..." صدا
قطع میشود
... بال فرشته ... خشخش
بیسيم ... تا كه تو
از تنگنای گنگ جهان خسته
میشوی
میپيچد از زمين به زمان عطر
پاك تو
يك روز بوسه كاشت كسی توی
چشمهات
يك دل دعا گذاشت در اوهام
ساك تو
آنجا كه بين خود و خدا
انتخاب كرد
يك زن كه نذر كرد تن تابناك
تو
تا بيست سال بعد بماند كنار
عشق
در انتهای كوچهی غربت پلاك تو ...
é |