سال سوم، شماره هشت خرداد 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

پاره‌ها: پاره‌ی چهارم

انديشه و شناخت - نياز به دين

نيچه و نيهيليسم پسامدرن

دانش يزدانی: اساتير

رقص خُل‌واره‌گی

يک آدم معمولی و ...

چاهی به نام وب‌لاگ؟

آدم دل‌اش بايد مهندس باشه!

رد

سحر

زنده‌گی تدريجی

يك غزل: قيامت است ...

وقتی به يادم می‌مانی

Dance macabre

فرشته

عاشقانه

چهار پاره‌ی شاعرانه

كابوسی ...

كفش

 

 

عاشقانه

زيبا كاوه‌ای

ziba_kavehi [ @ ] hotmail.com

 

شانه به شانه‌ی خاك

با لا می‌روم از فصل‌های دور

خوب می‌دانم كه راه‌های عمودی هم

گاهی به بن‌بست می‌رسند

سقوط نمی‌كنم

همين كنار نفس‌هايت می‌مانم

و از فرط خاطره خواب‌ام می‌گيرد

_ مهم نيست كسی تعبير خواب مرا نمی‌داند _

من در انتظار جنين گندمی هستم

كه درست كنار بطن چپ

آن‌جا كه عاشقانه‌تر می‌تپد

جوانه زده است

گندم را به خاك می‌سپرم

تكثير می‌شوم

و كنار آن روز كه برای هميشه تو را يافته‌ام

آرام به خواب می‌روم

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.