سال سوم، شماره بيست و دو خرداد 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

در حاشيه‌ی روزهای انتخاب نهم

كدام اصول‌گرايی؟ كدام ...

يك رأی در هم ريخته

پاره‌ها: پاره‌ی پنجم

مدنيت ايده‌آل و مدنيت اتوپيای نيچه

عرفان و دوران ايرانی

... وب‌لاگ‌ستان، عوام و نخبه‌گان

عرصه‌ی عمومی وب‌لاگ - 2

بيست و پنج ساله شده‌ام

جايی كه آسمان تشنه بود

نامه‌هايی به نشانی هيچ كجا

جرم عاشقی

لانه‌ی لب‌خند و كلام

بی‌نام

تو كری

بر هم مگذار

خون زير ناخن‌هايم

رود

هفت پاره‌ی شاعرانه

 

 نوشته‌های پيشين ايليا:

 تخدير

 برهان قاطع

 به من بگو «تو»

 پيوند

 با ليليا شبی

 

 

لانه‌ی لب‌خند و كلام

ايليا ديانوش

ilia_dianoush [ @ ] yahoo.com

 

گفتم: "سخنی به لب آر

گله‌ای كن تا گلايه‌ای گذارم."

 

لب گشودی و طوماری به طمأنينه خواندی

نه تو را گله‌ای بود و نه مرا گلايه‌ای!

 

و چون هميشه ديگر بار

دل به كلام‌ات پر كشيد

 

گفتم: "اينك لب فرو بند و مرا

به لب‌خندی ميهمان كن."

 

لب فرو بستی و لب‌خندی بر آن نشاندی

ناطقانه‌تر از هزار عاشقانه‌ی من

 

وان‌گاه لبان‌ام

به ستايش و سپاس

در آن لانه‌ی كلام

در آن لانه‌ی لب‌خند

لانه كردند

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.