|
لانهی لبخند و
كلام
ايليا ديانوش
ilia_dianoush [
@ ] yahoo.com
گفتم: "سخنی به لب آر
گلهای كن تا گلايهای گذارم."
لب گشودی و طوماری به طمأنينه خواندی
نه تو را گلهای بود و نه مرا گلايهای!
و چون هميشه ديگر بار
دل به كلامات پر كشيد
گفتم: "اينك لب فرو بند و مرا
به لبخندی ميهمان كن."
لب فرو بستی و لبخندی بر آن نشاندی
ناطقانهتر از هزار عاشقانهی من
وانگاه لبانام
به ستايش و سپاس
در آن لانهی كلام
در آن لانهی لبخند
لانه كردند
é |