سال سوم، شماره بيست و دو خرداد 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگي


 

 

 

در حاشيه‌ی روزهای انتخاب نهم

كدام اصول‌گرايی؟ كدام ...

يك رأی در هم ريخته

پاره‌ها: پاره‌ی پنجم

مدنيت ايده‌آل و مدنيت اتوپيای نيچه

عرفان و دوران ايرانی

... وب‌لاگ‌ستان، عوام و نخبه‌گان

عرصه‌ی عمومی وب‌لاگ - 2

بيست و پنج ساله شده‌ام

جايی كه آسمان تشنه بود

نامه‌هايی به نشانی هيچ كجا

جرم عاشقی

لانه‌ی لب‌خند و كلام

بی‌نام

تو كری

بر هم مگذار

خون زير ناخن‌هايم

رود

هفت پاره‌ی شاعرانه

 

يكی از هم‌راهان «فروغ» نيز با اشاره به مباحث مرتبط با وب‌لاگ‌نويسی، پيش‌نهاد كرده تا نگاهی هم به يادداشت او بيندازيم. بدون هيچ قضاوتی دعوت‌تان می‌كنيم به خواندن اين مطلب از افشين اكبرزاده.

 

 

 

باز هم وب‌لاگ‌ستان، عوام و نخبه‌گان

پژمان طرفه‌نژاد

pezhman [ @ ] forough.net

 

اشاره: يادم می‌آيد كه در شماره‌های پيشين فروغ، راجع به وب‌لاگ و وب‌لاگ‌نويسی نوشته‌ام. ديدن چند شماره‌ی اخير فروغ كه در آن از وب‌لاگ‌نويسی صحبت شده، ياد آن نوشتن‌ها انداخت‌ام.

 

1

آن‌چه در مطلب اخير رضا كلاهی به چشم می‌خورد، اين است كه وب‌لاگ‌نويسی پديده‌ای‌ست كه بر حسب رونق و گستره‌ی آن تريبونی‌ست كه نخبه‌گان هم از آن بهره‌جويی می‌كنند، چه دست‌رسی به آن برای عده‌ی فراوانی ميسر است. و اين عده مسلما و به هر دليلی متمايز از كسانی هستند كه خارج از اين دست‌رسی قرار دارند. مخاطبان اين عرصه خود نيز می‌توانند توليدكننده هم باشند و وب‌لاگ بنويسند. البته نبايد از نظر دور داشت كه رونق اين پديده به واسطه‌ی وجود افراد پديدآورنده‌ی حجم عظيم مطالب است كه كسانی نيستند جز عوام. از اين رو اين عوام هستند كه دارای اهميت‌اند. اما از چه منظری؟ می‌توان گفت از منظر كه رونق‌بخش اين پديده هستند و نيز خواننده‌ی آن، نه از منظر توليدات كه اكثر وب‌لاگ‌های فارسی‌زبان غنای محتوايی قابل توجهی ندارند. خارج از بحث ارزش‌گذاری پذيرش ديگری _ همان عوام _ مبحثی‌ست كه بايد مد توجه قرار داد: نديده گرفتن تعامل ميان عوام و نخبه‌گان، كه بر شكل آينده‌ی اين حوزه اثر می‌گذارد و همين طور اين كه تا چه وجود غير از خود را تحمل كنيم.

از منظر ديگری نيز می‌توان به وب‌لاگ‌نويسی نگريست و به طرح سؤال پرداخت: چرا در توليدات عوام عمدتا ماسك‌های روشن‌فكری ديده می‌شود و احساس فردی، درد فردی، ... و تنهايی در آن‌ها موج می‌زند. آيا وب‌لاگ وسيله‌ای برای پر كردن تنهايی‌ست و آيا بايد تنهايی را جار زد؟ چه انگيزه يا انگيزه‌هايی باعث نوشتن در معرض همه می‌شود؟ و اگر می‌خواستيم به خلوت بسنده كنيم، ديگر چه نيازی به جار زدن اين تنهايی؟ نظر شما چيست؟

 

2

در يك شماره هم بحثی ميان رضا كلاهی و م. تاشك در گرفت كه جالب است، اما تنها چند نكته را بر می‌شمرم:

-         چرا عنوان مقاله باعث ايجاد پيش‌فرض ذهنی می‌شود؟ چه خوب كه در خواندن چنين پيش‌فرضی را كنار بگذاريم.

-         حتما نبايد نوشته‌های وب‌لاگی در سطح بالايی باشند، اما اگر نوشته‌مان غنايی ندارد، لزومی هم ندارد كه بگوييم اين نوشته‌ها صد تا يك غاز نيست.

-         به راحتی نگوييم اين رسمی‌ست بديهی در خمير ما ايرانيان!

-         اگر اسم حقيقی باعث خودسانسوری می‌گردد، پس اسم مجازی نبايد باعث خودسانسوری شود، نه؟

-         اين ماهرانه ارائه دادن مطلب توسط نخبه‌گان از كجاست؟

-         آيا رازهای مگو را جار می‌زنند؟

آخر هم اين كه ندانستم و نفهميدم كه چه كسی از چهره‌های پشت نقاب می‌ترسد؟ و اصولا اين نقاب كجاست؟ تازه، من معتقدم كه اكثر وب‌لاگ‌نويس‌ها، اعم از عوام و نخبه‌گان، نقاب می‌زنند.

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.