|
در حاشيهی روزهای انتخاب نهم
يك
گزارشگونهی مختصر
اشاره:
اين نوشته در واقع مجموعهایست حاصل يك گشت و گذار ميان اخبار در ايام
اخير كه از ميانشان برخی برگزيده شدهاند و صرفا گويی چشمانداز عابری
كه در مسير گذر خود نيمنگاهی هم به پنجرهی مغازهها و ديوارنويسها
میافكند و چيزهايی را میبيند، و به قطع بسياری را هم از قلم
میاندازد! شايد اين بندها كاركرد دریچهای را داشته باشند برای آمد و
شد بيشتری در اينجا و آنجا و با خبر شدن از ...
خوب است بيش از اين
شرحی نياوريم و برويم به اين حاشيهخوانی!
نقطهی عطف ادبيات انتقادی مردان سياست
امسال
انتخابات رياستجمهوری در كشور، فراتر از نفس آن و نتيجهاش كه به نظر
میرسد با حضور برنامهريزی شده و حساب و كتابهای جناح اصولگرا و
محافظهكار از پيش معلوم است، تبديل شده به نقطهی عطفی در ادبيات
انتقادی فعالان سياسیای كه تا كنون درون نظام و وفادار به آن
بودهاند. نمونهاش سخنان تند مصطفا تاجزاده پس از رد صلاحيت اوليهی
مصطفا معين توسط شورای نگهبان مبنی بر تشكيل دولت كودتا در نتيجهی
چنان انتخاباتی بود و يا قياس بیسابقهی سعيد حجاريان در نشست بزرگ
حاميان معين برای ترغيب او به حضور در عرصهی انتخابات پس از تأييد
صلاحيت توسط شورای نگهبان و به توصيهی بازنگری مقام رهبری. گزارشی
در اين باره بخوانيد: «وی
که به دشواری سخن میگفت ضمن يادآوری نامهی رهبری، نوشتن اين نامه را
صرفا صورت يک سناريوی از پيش طراحی شده دانست و دو مثال از عفوهای زمان
شاه را يادآور شد و گفت: "عفو اول مربوط به سالهای قدرت شاهنشاه بود
که به ندامتنامهی گروهی از زندانيان پاسخ مثبت داد و آنان را مشمول
عفو خود کرد، اما عفو دوم او در دی ماه 57 واقع شد، يعنی زمانی که
گسترش انقلاب، شاه را ناچار ساخت، بدون درخواست و نوشتن ندامتنامهای،
فرمان عفو همهگانی را صادر کند. ... در مورد نامهی رهبری به شورای
نگهبان هم بايد ديد که قصه از جنس کداميک از دو نوع عفو شاه است؟ ...
حضور در صحنهی چشمگير گروههايی از مردم و دانشجويان در جای جای
کشور که به رد صلاحيت معين معترض بودند و به شکل روزافزونی در حمايت از
دکتر معين جمع میشدند، شورای نگهبان را وادار ساخت که در رد صلاحيت
معين تجديد نظر کند. درواقع، قصهی ما، قصهی نوع دوم عفو شاهنشاهیست."
...»
اصل گزارش
را در سايت امروز
بخوانيد.
كمی هم فوتبال در حاشيهی سياست
در همهی
اين التهابهای كمابيش كه سطوح مختلف اجتماعی را فعالانه و منفعلانه در
بر گرفته، داستان فوتبال هم خود داستانیست! صعود ايران به مرحلهی
نهايی بازیهای جام جهانی كه سال آينده در آلمان برگزار میشود، نه
تنها بسيار شادیبرانگيز بود كه همراه با خاطرات ديگری هم، ...
-
در تهران در برخی ميادين تابلوهای بزرگی برای پخش
مستقيم مسابقهی تعيينكنندهی وضعيت صعود ايران نصب شد تا تجربهی
تازهای از اجتماعات مردمی شكل گيرد،
-
با اعلام رسمی فرمانده نيروی انتظامی، حق شادی پس از
پيروزی به رسميت شناخته شد و زمينهی برپايی جشن مردمی در امنيت و بدون
دردسرهای سابق مهيا شد،
-
برای نخستين بار زنان ايرانی _ هر چند تعداد محدودی كه
تنها صفشكن بودن _ با بليتهايی كه خريده بودند با ايستادهگی و جديت
توانستند، آن «چند قدم مانده به آزادی» را طی كنند و بروند بر سكوی
تماشاگران بنشينند.
حالا سؤال
اين است كه آيا اين اتفاقات را در آينده نيز شاهد خواهيم بود يا همين
يك بار بودند برای هميشه؟ آخر، مصادف شدن اين اتفاقات با همين
انتخاباتی كه همهاش حرف از آن است و حضور شهردار و فرماندهی سابق
نيروی انتظامی در رقابت برای صندلی رياستجمهوری و از آن طرف،
پيشانیبند «میسازمات وطن» زنان صفشكن به هيچ وجه بیمعنی نيستند و
اتفاقا سرشار از معنا و غرضاند.
نوگرايی جوانپسندانه
فضايی هم
كه در حمايت از هاشمی رفسنجانی و قالیباف شكل گرفته و توجه به ادبياتی
كه حتا اگر ظاهرا دم از آن میزنند، نشان از هيچ نداشته باشد،
بازگوكنندهی يك واقعيت است كه چهرهی جامعهی ايرانی تغيير كرده و
حضرات هم به ناچار به آن تن دادهاند، و البته نهايت بهره را هم از آن
میبرند. فقط كافیست كمی به تابلوهای بزرگ تبليغاتی قالیباف و
كارناوالهای حاميان رفسنجانی توجه كنيد. خودتان تا آخرش را بی هيچ شرح
اضافهای خواهيد خواند!
پيوندها: نوشتهی رضا
كلاهی در همين شماره از فروغ را نيز ببينيد:
كدام اصولگرايی؟ ...
اين قسمت از نوشتهی
صالح تسبيحی را حتما از دست ندهيد.
نشانهای از جلب نظر نيروهای رانده شده
از حاكميت
نهضت
آزادی و نيروهای ملی – مذهبی كه از باسابقهترين فعالان سياسی رانده
شده از حاكميت هستند و البته همهی چهرههايی شناخته شده از روزهای دور
انقلاب، اين بار نيز در انتخابات مجالی برای حضور نيافتند، اما در
تعامل با معين به اين نتيجه رسيدند كه از او حمايت كنند. فارغ از اين
كه اين حمايت و همراهی تا چه حد میتواند بر آرای اصلاحطلبان مؤثر
باشد، و چه تصوری نسبت به پایگاه مردمی اين نهضت و نيروها داشت،
بيانيهای كه به امضای ابراهيم يزدی و عزتالله سحابی رسيد،
شايستهی توجه و مرور است.
دغدغهی سياسی جامعهی روشنفكری
دماسنجها
از احوال جامعهی روشنفكری كشورمان كه اهالیاش در گوشه و كنار دنيا
پراكندهاند، يك جور سردی را نسبت به انتخابات رياستجمهوری خبر
میدهند. بخش وسيعی از روشنفكران نمايندهی آن طيف خاموشی هستند كه از
حضور و شركت در انتخابات دلسرد شدهاند. دو نمونهی برجسته از نگاه
روشنفكرانی كه در وب حضور فعال و روزآمدی دارند، نگاهیست كه در
خوابگرد و حضور خلوت انس میتوان رد گرفت:
واگويههای شبهفرهنگی سيدرضا شكراللهی و اين نوشتههای معترضانهی
عباس معروفی را در بارهی
سؤالهايش از اصلاحطلبان،
حكم حكومتی و
وعدهی عفو عمومی معين ببينيد.
شاهد از
عباس معروفی ساكن در
حلقهی ملكوت آورده شد، خوب است دو نمونهی ديگر از ديدگاهها را
كه صاحبانشان ملكوتی هستند، نيز دنبال كنيد:
داريوش محمدپور كه صاحب حلقه است و مهدی جامی كه نگارندهی
سيبستان. مختصر بدانيد كه داريوش از حاميان جدی معين است و جامی
منتقدی كه انديشهمندانه نشانههايی از اين بر میشمرد كه حتا معين
نمايندهی اقشار رانده شده از حاكميت نيست و به مثبت بودن نتيجهی
فرآيند انتخابات امسال اميدی ندارد.
|

شان پن در دانشگاه
تهران، ظهر جمعه، هنگام برگزاری نماز جمعه به امامت احمد جنتی
|
شان پن در تهران
احوالات
اين روزهای كشورمان آن قدر فراز و نشيب پر جاذبهای برای جهانيان دارد
كه خبرنگاران بسياری عازم ايران شدهاند تا سير اتفاقات را برای
مخاطبان نشريات خود گزارش دهند. در اين ميان ديدن شان پن، بازیگر
نامدار و توانای سينمای آمريكا، در هيبت خبرنگار سانفرانسيسكو
كرونيكل كه به مراسم نماز جمعهی تهران رفته است، زاويهی ديگری از اين
جذابيت و اهميت را نشان میدهد.
منبع خبر:
رويترز
حمايت دردسرساز
در اين
وانفسای گير و دار تعدادی از زندانيان سياسی با قوهی قضائيه و
آشفتهگی و سر در گمیهای مشهود اين عرصه، همين مانده بود تا رضا پهلوی
_ ولیعهدِ شاه سابق ايران _ بخواهد حامی و همراه زندانيان بشود! آخر،
چنين كسانی در كجا سير میكنند و نمیدانند كه اين رفتار ايشان باعث
تشديد فشارها بر آنها میشود كه در بندند؟
پيوند: به
اشارهی
فرنگوپوليس هم در اين باره توجه كنيد.
é |