سال سوم، شماره بيست و چهار مهر 1384
دوهفتهنامهی فرهنگی
بازگشت به صفحهی اول
بايگانی و خاطرههای قديمیتر
الفبای سفيد: هويت از دست رفته
آدم وقتی بميرد ...
يك قرن انقلاب، دو نويسندهی زن فقط!
بشنو اين نی ...
ريشهها، دانش خسروانی (2)
افسردهگی - شش
قصهی مردی كه با بهار آمد
آنسوی تسليم
همراه با نيكوس كازانتزاكيس
ما عشق را از بهشت به زمين آوردهايم
شادی و زندهگی
شما هم داريد مثل من نقش بازی میكنيد؟
پت بناتار
پسری كه مسيح را سياه نقاشی كرد
عريضهنويس خيابان جردن
نبش قبر
برای فروغ، همان دختری كه ...
بابا «مباشری»
او اينجاست
دنيای من
در خود فرو میروم
چهرهی آبی
انتشار
به علت ديوانهگیام
ساده
تولدی ديگر
قصهی قديمی
نان و نمك هستی و نيستی
در اين ديوانهگی
نوشتههای پيشين مژگان:
دانهی كال و دو شعر ديگر
سبك
ترميم دل
مژگان كشوری
m_keshvari [ @ ] web.de
در خيابانی که همهی عابرها
ميزنند طعنه به تو
همچو با متن سکوت همآواز
عابر لحظهی تنهايی خود میباشی
و در اين راه تو را همره نيست
گاه باران تو را میبويد
و صميميت تو معنی بهت و حماقت دارد
é