سال ششم

پانزده اردی‌بهشت 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

Come on for a While; Rahim Sabet's Personal Encounter with Sa'di A Glance to Shah-nameh, another article by Mahmood Kavir

 

شاه و شاه‌نامه: ستم‌نامه‌ی عزل شاهان

كاوشی ديگر از محمود كوير در ميان ابيات شاه‌نامه

چنين گفت نوشيروان قباد / که چون شاه را دل بپيچيد ز داد

کند چرخ منشور او را سياه / ستاره نخواند ورا نيز شاه

ستم‌نامه‌ی عزل شاهان بود / چو درد دل بی‌گناهان بود

ستايش نبرد آن که بی‌داد بود / به گنج و به تخت مهی شاد بود

گسسته شود در جهان کام اوی / نخواند به گيتی کسی نام اوی

شناس‌نامه‌ی ما، سرگذشت‌نامه و آينه‌ی سرنوشت ما، و بزرگ‌ترين حماسه و شاه‌کار ادبی ايران و بل‌که جهان، نام ندارد؟ شگفتا از اين سرزمين و مردمان‌اش!

چه‌گونه می‌شود که هر کتابی از صد‌ها سال پيش از آن جلد و نام داشته است و اين سند افتخار و اساطير ايران نامی نداشته است.

پس چرا آن را شاه‌نامه خوانده‌اند؟ ... ادامه

 

كتاب، مميز، نويسنده

نقدی بر مميزی کتاب به بهانه‌ی آغاز پخش سريالی تلويزيونی و هم‌زمانی آن با برگزاری نمايش‌گاه کتاب به قلم پرستو ك.

«مرگ تدريجی يک رؤيا» نام اولين کار سريالی فريدون جيرانی‌ست که از سه‌شنبه‌ی پيش، نمايش آن در رسانه‌ی ملی آغاز شده است ...

برای من کم‌تر پيش می‌آيد که يادم بماند يک سريال تلويزيونی را به طور مرتب دنبال کنم و بعد هم در باره‌ی آن نقد و نظری بنويسم. اما از آن جهت که موضوع سريال با دغدغه‌های هميشه‌گی ما و حال و هوای کتابی اين روزها، چندان بی‌ربط نبود، توجه‌ام به اين سريال جلب شد و به سبب آن که يکی از مسائل مطرح شده در آن، حرف دل خيلی از نويسنده‌گان و ناشران و دوست‌داران کتاب، به خصوص در يکی دو سال اخير و البته حرف و حديث حاشيه‌يی نمايش‌گاه کتاب ام‌سال هم هست، فرصت را مغتنم شمردم و گفتم چند خطی در اين باب بنويسم ... ادامه

 

عمه نخل

داستانی كوتاه از عباس مؤذن

می‌‌بينی؟ آهان ... همان‌جا، به ته سياهی نگاه كن. به تاريكی پشت پلك‌هايت وقتی روی هم پهلو گرفته‌اند. دو پرده‌ی نازك چشم‌هايت را روی هم گذاشته‌ای تا كمی آرام گيری. نه تاريك است نه كاملا روشن. حالا چيزهای ريزی مثل مورچه‌هايی سفيد، شايد حشره‌هايی سياه كه در كاسه‌ی ماستی وول می‌خورند، جلو چشمان‌ات می‌آيند و بعد غيب‌شان می‌زند. مثل کلمه‌هایی که در راه‌رو باریک یک کتاب آسمانی انتظار می‌کشند تا تو را از دروازه‌های سبز بهشت بگذرانند.

حالا ديدی؟ سعی كن همين موقعيت را حفظ كنی. به نگاه‌ات فرصت بده تا عادت كنند. بايد چيزی را كه می‌بيند، بپذيرد تا به كشف شهودی ديگر، متفاوت با آن‌چه پيران كم سن و سال در گوش‌ات خوانده‌اند، برسد. فرصت بده تا بزرگ شود، بزرگ ببيند ... ادامه

 

سعدی، سرمست نوش نغمه‌ها

برگ دوم از «نفسی بيا و بنشين» به روايت عبد الرحيم ثابت

در نوبت پيشين به تماشای حکايتی از سعدی نشستيم. حکايتی کوتاه، آکنده از نغمه و آوا و آهنگ. حکايتی که در آن سحری می‌دميد سرشار از غوغای غوک و قهقهه‌ی کبک، خروش شير و زمزمه‌ی بلبل. بر اين حکايت می‌توان بيش‌تر درنگ کرد و در آيينه‌ی آن سيمای حکايت‌پردازی نغمه‌نيوش و نغمه‌شناس را ديد. حکايت‌پردازی که گوش‌ها را بر همه‌ی نغمه‌های دل‌نواز عالم گشوده است. آری، سعدی نه فقط شيدای شقايق‌زارانِ جهان است که در روياروی نغمه‌زارانِ عالم نيز بی‌تاب دل از دست می‌دهد. طبيعت برای او نغمه‌زاری نغز است و گوش‌های نغمه‌نيوش او آن چنان بيدار است که هيچ نغمه و زمزمه‌يی را ناشنوده نمی‌گذارد. او تنها «فتنه‌ی شاهد و سودازده‌ی باد بهار» نيست بل‌که خود را به صفتی ديگر نيز می‌شناسد و می‌شناساند: «عاشق نغمه‌ی مرغان سحر!» ... ادامه

 

رنگ كلمه: آثاری از پنج شاعر

آثاری از

شادی بيان، شاهرخ ستوده فومنی، انسيه سياوش،

سيد علی صالحی بافقی و كامبيز منوچهريان ...

بخوانيد

 

آبی

داستانی كوتاه از ايرج كيا

بعد از سال‌ها، نمی‌دانم، شايد هم قرن‌ها، به خانه‌شان رفتم، دو باره.

بچه‌ها هم آن‌جا بودند، توی يك اتاق، دور هم. من هم رفتم و شايد درست بود كه نمی‌رفتم. فرهاد متوجه‌ام شد. صورت‌ام را بوسيد و شايد هم بوييد.

گفت: «خوب شد آمدی! جمع شده‌ايم برای گريه.»

گفتم: «گريه؟»

گفت: «آره ... مگه نمی‌دونی؟» ... ادامه

 

زنده‌گی در ميان شهر جريان دارد

داستان كوتاهی از وحيد آقاجانی

دختربچه‌ی لاغراندام با موهای دم‌اسبی و ژاكت نارنجی‌اش جفت پاهای شلوارپوش‌اش را زير كف نشيمن تاب كه در مرتفع‌ترين قسمت پارك كوچك محله قرار دارد می‌چسباند و به عقب دور برمی‌دارد تا با هيجان سرعت و حس پرواز و كشيده‌گی اندام برگردد به آسمان روبه‌رو، با پاهای جفت شده و هدف گرفته به جلو. خط منحنی نگاه دخترك، به آسمان عقب كه می‌رود، بالای چمن است و زمين بازی و گياهان تازه‌سبز و گل‌های شاداب و منتظر رسيدن بهار و آدم‌هايی كه روی نيم‌كت‌ها نشسته‌اند، به تنهايی، يا جفت‌های سر در گوش هم و در حال گفت‌وگو، يا پيرانی منتظر رسيدن به نقطه‌ی پايان و آدم‌هايی كه راه می‌روند و بازی می‌كنند و يا هر كاری كه همه‌گان در پارك‌ها می‌كنند ... ادامه

 

شعرهای بن‌بست ستاره

آثاری از حميد اسلامی‌راد، رضا چايچی،

يزدان سلحشور، مرضيه قوپرانلو و علی‌رضا مجابی (م. آذرفر)

 ... ادامه

 


 
 

 

كوچه‌ی آف‌تاب، بن‌بست ستاره

«وحيد آقاجانی» كه چند سالی‌ست هم‌راهی جانانه‌يی با «فروغ» داشته، در دنيای واقعی ميزبان حلقه‌يی از اهل ادب و هنر است كه اغلب چهارشنبه‌ها دور هم می‌نشينند به مرور آثار و نقدشان. اينك در تعاملی دو سويه بين «فروغ» و اهالی آن حلقه، عقد خواهرخوانده‌گی‌شان جاری شده است و اين‌جا از اين پس ميزبان مجازی آثار اين جمع است. جمعی كه در ميان‌شان نام‌هايی چون يزدان سلحشور، علی‌رضا مجابی، مجتبا ويسی، رضا چايچی و ... به چشم می‌خورد.

نام بستری كه برای انتشار آثار اين هم‌راهان بعضی قديمی و برخی تازه، انتخاب شده «كوچه‌ی آف‌تاب، بن‌بست ستاره» است كه يادآور جغرافيا و نشانی اولين محل برگزاری نشست‌های چهارشنبه‌ی اين حلقه است.

«وحيد» هم در باره‌ی اين خواهرخوانده‌گی نوشته است.

آثاری كه از اهالی اين حلقه در «كوچه‌ی آف‌تاب، بن‌بست ستاره»‌ی اين شماره می‌خوانيم، چندين شعر از پنج شاعر و دو داستان كوتاه است:

آبی، داستانی كوتاه از ايرج كيا

زنده‌گی در ميان شهر جريان دارد، داستان كوتاهی از وحيد آقاجانی

و شعرهای بن‌بست ستاره، آثاری از حميد اسلامی‌راد، رضا چايچی، يزدان سلحشور، مرضيه قوپرانلو و علی‌رضا مجابی (م. آذرفر)

 

هنوز در انتظار دست‌آورد «زنان پارس»

پيش‌تر از اين، از هم‌راهی دوستانه‌ی مجله و «انجمن زنان پارس» خبر داديم و وعده‌ی انتشار زودازود آثار «زنان پارس» را. نشست‌های كاری و اجرايی با اين هدف آغاز شده است و به زودی محصول بايسته‌ی كار، بعد از وسواس و دقت فراوان هم‌راهان اين بخش، آماده‌ی نشر می‌گردد.

در اين نشست‌ها، ناشی از شور و علاقه‌مندی اين هم‌راهان، اميدوار توليد محتوايی فراتر از مقوله‌ی «زنان» شده‌ايم كه نمونه‌اش پرونده‌هايی هرچند جمع و جور، در باره‌ی فيلم‌های سينمايی و كتب ادبی‌ست و چيزهايی از اين دست. منتظر باشيد!

آری، به زودی هم‌راه با «زنان پارس» ...

 

 
 

 

ماه‌نامه‌ی «فروغ»

نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.

در صورت تمايل به دريافت نسخه‌ی كاغذی و برای اشتراك، با نشانی مجله (info [@] forough [.] net ) مكاتبه و درخواست خود را اعلام كنيد تا شرايط اشتراك به شما اعلام گردد.

از اين پس و در ارسال شماره‌های آتی «فروغ»، از خدمات پست سفارشی بهره  برده می‌شود تا نگرانی‌های مربوط به عدم وصول نسخ نشريه، هم برای مجله هم برای مشتركان، بر طرف گردد. به همين خاطر، لطفا علاقه‌مندان به اشتراك، نشانی پستی خود را به طور كامل و دقيق به مجله اعلام كنند.

 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه:

- شماره‌های 5 و 6 (بهمن و اسفند 1386)

- شماره‌ی 4 (شهريور و مهر 1386)

- شماره‌ی 3 (تير و مرداد 1386)

- شماره‌ی 2 (اردی‌بهشت و خرداد 1386)

- شماره‌ی 1 (فروردين 1386)